بنر ویــژه

توصیه های مهم خرید
رمز موفقیت آگهی شما

من رمز عبور را فراموش کردم


آمار بازدید از سایت
تاریخآگهیبازدید
02.084870686
02.07124103554
02.06236108735
02.053279794
02.04112107844
02.03188103356
02.02216120021

بازدید امروز:76956
کاربران آنلاین:452
آگهی این ماه:2860
بازدید این ماه:3206610
بازدید این آگهی:198
بازدید زیر گروه:517499
بازدید گروه:2187729
افتتاح سایت:15/6/1385


ويژه مرتبط
گابريل گارسيا ماركز
گابريل گارسيا ماركز ازجهان و خوانندگان خود خداحافظي مي‌کند نامه ي گابريل ..
مطالب و SMS جالب و خنده دار ,
نمک شناس!!! او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشكيل داده ..

پیوند ها

آموزش ورد

فروش آنلاین کارت آیتونز و گوگل پلی

گیفت کارت آیتونز و گوگل پلی

صادرات، واردات و ترخیص کالای گمرکی

این مطلب را به اشتراک بگذارید

آيه بسيار جالبي در انجيل , اگر عمر دوباره داشتم

- آيه بسيار جالبي در انجيل

او در جايگاه پالاينده و خالص کننده نقره خواهد نشست''
اين آيه برخي از خانمهاي کلاس انجيل خواني را دچار سردرگمي کرد. آنها نمي‌دانستند که اين عبارت در مورد ويژگي و ماهيت خداوند چه مفهومي مي‌تواند داشته باشد. از اين رو يکي از خانمها پيشنهاد داد فرايند تصفيه و پالايش نقره را بررسي کند و نتيجه را در جلسه بعدي انجيل خواني به اطلاع سايرين برساند.
همان هفته با يک نقره‌کار تماس گرفت و قرار شد او را درمحل کارش ملاقات کند تا نحوه کار او را از نزديک ببيند. او در مورد علت علاقه خود، گذشته از کنجکاوي در زمينه پالايش نقره چيزي نگفت.
وقتي طرز کار نقره کار را تماشا مي‌کرد، ديد که او قطعه‌اي نقره را روي آنش گرفت و گذاشت کاملاً داغ شود. او توضيح داد که براي پالايش نقره لازم است آن را در وسط شعله، جايي که داغتر از همه جاست نگهداشت تا همه ناخالصي‌هاي آن سوخته و از بين برود.
زن انديشيد ما نيز در چنين نقطه داغي نگه داشته مي‌شويم. بعد دوباره به اين آيه که مي‌گفت: «او در جايگاه پالاينده و خالص کننده نقره خواهد نشست» فکر کرد. از نقره‌کار پرسيدآيا واقعاً در تمام مدتي که نقره در حال خلوص يافتن است، او بايد آنجا جلوي آتش بنشيند؟
مرد جواب داد بله، نه تنها بايد آنجا بنشيند و قطعه نقره را نگهدارد بلکه بايد چشمانش را نيز تمام مدت به آن بدوزد. اگر در تمام آن مدت، لحظه‌اي نقره را رها کند، خراب خواهد شد.
زن لحظه‌اي سکوت کرد. بعد پرسيد: «از کجا مي‌فهمي نقره کاملاً خالص شده است؟» مرد خنديد و گفت: «خوب، خيلي راحت است. هر وقت تصوير خودم را در آن ببينم.»
اگر امروز داغي آتش را احساس مي‌کني، به ياد داشته باش که خداوند چشم به تو دوخته و همچنان به تو خواهد نگريست تا تصوير خود را در تو ببيند.
همين حالا کسي محتاج اين است تا بداند که خدا در حال نگريستن به اوست و او در حال گذراندن هر شرايطي که باشد، در نهايت فردي بهتر خواهد بود.
«زندگي چون يک سکه است. تو مي‌تواني آن را هر طور که بخواهي خرج کني، اما فقط يک بار

----------------------------------------
2- منـــاجــات

خداي من
گفتم: خداي من، دقايقي بود در زندگانيم که هوس مي کردم سر سنگينم را که
پر از دغدغه ي ديروز بود و هراس فردا، بر شانه هاي صبورت بگذارم، آرام
برايت بگويم و بگريم، در آن لحظات شانه هاي تو کجا بود؟

گفت: عزيزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگي، که در تمام
لحظات بودنت برمن تکيه کرده بودي، من آني خود را از تو دريغ نکرده ام که
تو اينگونه هستي، من همچون عاشقي که به معشوق خويش مي نگرد، با شوق تمام
لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.
گفتم: پس چرا راضي شدي من براي آن همه دلتنگي، اينگونه زار بگريم؟
گفت: عزيزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره اي است که قبل از آنکه فرود آيد
عروج مي کند، اشکهايت به من رسيد و من يکي يکي بر زنگارهاي روحت ريختم تا
باز هم از جنس نور باشي و از حوالي آسمان، چرا که تنها اينگونه مي شود تا
هميشه شاد بود
گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگي بود که بر سر راهم گذاشته بودي؟

گفت: بارها صدايت کردم، آرام گفتم از اين راه نرو که به جايي نمي رسي، تو
هرگز گوش نکردي و آن سنگ بزرگ فرياد بلند من بود که عزيزتر از هر چه هست
از اين راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهي رسيد
گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتي؟

گفت: روزيت دادم تا صدايم کني، چيزي نگفتي، پناهت دادم تا صدايم کني،
چيزي نگفتي، بارها گل برايت فرستادم، کلامي نگفتي، مي خواستم برايم بگويي
و حرف بزني. آخر تو بنده ي من بودي چاره اي نبود جز نزول درد که تنها
اينگونه شد تو صدايم کردي.
گفتم: پس چرا همان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندي؟

گفت: اول بار که گفتي خدا آن چنان به شوق آمدم که حيفم آمد بار دگر خداي
تو را نشنوم، تو باز گفتي خدا و من مشتاق تر براي شنيدن خدايي ديگر، من
مي دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمي کني وگرنه همان بار
اول شفايت مي دادم.
گفتم: مهربانترين خدا، دوست دارمت

گفت: عزيزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت ..

--------------------------------------
3- اگر عمر دوباره داشتم

دان هرولد (Don Herold) كاريكاتوريست و طنزنويس آمريكايى در سال ١٨٨٩ در اينديانا متولد شد و در سال ١٩٦٦ از جهان رفت. دان هرالد داراى تاليفات زيادى است؛ اما قطعه كوتاهش ''اگر عمر دوباره داشتم...'' او را در جهان معروف كرد.

اين قطعه کوتاه ولي پرمعنا را بخوانيد:

البته آب ريخته را نتوان به كوزه باز گرداند، اما قانونى هم تدوين نشده كه فكرش را منع كرده باشد. اگر عمر دوباره داشتم، مى‌كوشيدم اشتباهات بيشترى مرتكب شوم. همه چيز را آسان مى‌گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله‌تر مى‌شدم. فقط شمارى اندك از رويدادهاى جهان را جدى مى‌گرفتم. اهميت كمترى به بهداشت مى‌دادم. به مسافرت بيشتر مى‌رفتم. از كوه‌هاى بيشترى بالا مى‌رفتم و در رودخانه‌هاى بيشترى شنا مى‌كردم. بستنى بيشتر مى‌خوردم و اسفناج كمتر. مشكلات واقعى بيشترى مى‌داشتم و مشكلات واهى كمترى.

آخر، ببينيد، من از آن آدم‌هايى بوده‌ام كه بسيار مُحتاطانه و خيلى عاقلانه زندگى كرده‌ام، ساعت به ساعت، روز به روز. اوه، البته من هم لحظاتِ سرخوشى داشته‌ام. اما اگر عمر دوباره داشتم از اين لحظاتِ خوشى بيشتر مى‌داشتم. من هرگز جايى بدون يك دَماسنج، يك شيشه داروى قرقره، يك پالتوى بارانى و يك چتر نجات نمى‌روم. اگر عمر دوباره داشتم، سبك‌تر سفر مى‌كردم.

اگر عمر دوباره داشتم، وقتِ بهار زودتر پا برهنه راه مى‌رفتم و وقتِ خزان ديرتر به اين لذت خاتمه مى‌دادم. از مدرسه بيشتر جيم مى‌شدم. گلوله‌هاى كاغذى بيشترى به معلم‌هايم پرتاب مى‌كردم. سگ‌هاى بيشترى به خانه مى‌آوردم. ديرتر به رختخواب مى‌رفتم و مى‌خوابيدم. بيشتر عاشق مى‌شدم. به ماهيگيرى بيشتر مى‌رفتم. پايكوبى و دست افشانى بيشتر مى‌كردم. سوار چرخ و فلك بيشتر مى‌شدم. به سيرك بيشتر مى‌رفتم.

در روزگارى كه تقريباً همگان وقت و عمرشان را وقفِ بررسى وخامت اوضاع مى‌كنند، من بر پا مى‌شدم و به ستايش سهل و آسان‌تر گرفتن اوضاع مى‌پرداختم. زيرا من با ويل دورانت موافقم كه مى‌گويد:
''شادى از خرد عاقل‌تر است.''

با تشکر از ارسال: مصطفي ديلمقاني


××××××××××××××××××××××××××××

اس ام اس ها و جوكهاي بامزه :

يك روز رسد خوشي به اندازه كوه! يك روز رسد غمي به اندازه دشت! افسانه زندكي جنين است گلم! در سايه كوه بايد از دشت كذشت

- وقتي استاد پرسيد: عشق چند بخشه دستم رو بلند كردم وگفتم : يك بخشه ولي وقتي عاشق شدم فهميدم عشق سه بخش : عطش ديدن تو، شوق با تو بودن، اندوه بي تو ماندن

يک قاب شکسته پيش رويم مانده ست/يک قطره ي اشک در سبويم مانده ست / داني که جه بود سهم من ازفرياد؟/ آهي که هميشه در گلويم مانده ست.

يكي مي پرسد اندوه تو از جيست؟سبب ساز سكوت مبهمت جيست؟برايش صادقانه مي نويسم:براي آنكه بايد باشد و نيست


کابينه زندگي مشترک: زن= وزير سلب آسايش ، شوهر= وزير کار ، مادر زن= وزيرجنگ ، مادر شوهر=وزير اغتشاشات ، خواهر زن= جاسوس دو جانبه ، خواهر شوهر= وزيراطلاعات و بازرسي ، پدر زن= وزير ارشاد ، پدر شوهر= رئيس تشخيص مصلحت !

مي دوني بزرگترين حسن مجرد بودن چيه؟ از هر طرف تخت که عشقت بکشه مي توني بياي پايين!

به زي زي (زن ذليل) مي گن: اي زي زي (زن ذليل)! چرا تو شستن ظرف ها به زنت کمک مي کني؟ ميگه خوب اونم تو شستن لباس ها کمکم مي کنه!

روز قيامت خدا مي گه مرداي زن ذليل برن اون طرف وايستن بقيه اين طرف. همه مردا مي رن تو قسمت زن ذليل ها وي ميستن به جز يک نفر. خدا هيجان زده مي شه کلي اون مرد رو تشويق مي کنه و بعد ازش مي پرسه: تو چرا نرفتي اون طرف؟ آقاهه مي گه: زنم گفته همين جا وايسا جُم نخور تا من برگردم.




مشــخــصــات آگــهــی

نــام : جوک
ایمــیل :
تلفن :
موقعیت : تهران
آدرس :
قیمت :
ثبت آگهی :  دوشنبه 30 شهریور 1394
انقضای آگهی :  سه شنبه 04 شهریور 1399
بروز رساني :  دوشنبه 30 شهریور 1394
بازدید :






ارسـال پیغـام برای آگهی دهنده
تماس بـا: جوک
در مـورد: آيه بسيار جالبي در انجيل , اگر عمر دوباره داشتم
نـام شـما:
 ایمیل شـما:
مــتــن:
ارسال به موبایل
ارسال به ایمیل
ارسال به صندوق پیامها
ارسال به یاهو مسنجر
کد امنیتی :

تماس با آگهی دهنده : در صورتيكه يك آگهي نظر شما را جلب كرده و يا در مورد آن پرسشي داريد، بصورت مستقيم با آگهي دهنده مرتبط تماس بگيريد.آدرس ايميل و معمولا تلفن آگهي دهنده در ذيل آگهي موجود است، كه مي‌تواند پل ارتباطي شما با آگهي مورد نظرتان باشد. همچنین از طریق فرم ارسال پیغام در زیر عکس آگهی میتوانید پیغام خود را برای آگهی دهنده ارسال کنید. همانطور كه شما براي خريد يك خانه يا اتومبيل كه در روزنامه آگهي شده است، با دفتر روزنامه تماس نمي‌گيريد، ما نيز از پاسخ به پرسشهاي شما در مورد محتواي آگهي‌ها و يا سوالات حرفه و تخصص مربوطه معذوريم.پس لطفا با مدیریت سایت تماس نگیرید.


اعتبار آگهی دهنده : بر طبق قوانین سایت درج هر گونه آگهي در سايت به معناي به رسميت شناختن فعاليت ، خدمات وضمانت و هر موضوع ديگر درج شده در آگهي از طرف سايت ما نمي باشد. بنابراين قبل از انجام هرگونه معامله، اقدام مالي، ارسال وجه و موارد مشابه، در كسب اطمينان و اعتماد از آگهي دهنده دقت لازم را مبذول داريد.سایت ما هیچگونه مسئولیتی در این رابطه نمی پذیرد.



گزارش تخلف و حذف آگهی : در صورتی که آگهی شما تاریخ گذشته باشد یا اطلاعات تماس آگهی برای شما مزاحمتی ایجاد کرده باشد و تمایل به حذف آگهی داشتید میتوانید ابتدا از طریق منوی کاربر وارد سایت شده و در بخش کاربری آگهی را حذف کنید و یا بر روی کلید گزارش تخلف و حذف آگهی در زیر شرح آگهی کلیک کنید و در صفحه مربوطه شماره آگهی و درخواست خود را ارسال کنید ما بلافاصله پس از بررسی در صورتی که این آگهی مربوط به شما باشد آن را حذف خواهیم کرد.


تازه های این بخش
1395.05.03تهران3 مطالب و SMS جالب و خنده دار , بامزه , اس ام اس بانمک
نمک شناس!!! او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشكيل داده بودند. روزى باهم نشسته بودند و گپ مى زدند. در حين صحبتهاشان ...
1394.06.30تهرانامروز دوتا مطلب داريم قشنگه بخونيد و ببينيد
امروز دوتا مطلب داريم قشنگه بخونيد و ببينيد 1- مردم ملل مختلف اوقات خود را چگونه ميگذراند؟ پس از ساعتها تحقيق ، برنامه روزانه ملتهاي ...
1394.06.30تهراندوتا مطلب راجب درسهاي زندگي كه معلمين ميدهند
امروز دوتا مطلب راجب درسهاي زندگي كه معلمين ميدهند گذاشتم . 1- يادش به خير! يه معلم داشتيم که هميشه نه تنها به ما درس زبان انگليسي ميداد ...
1394.06.30تهرانتفاوت آدمهاي بزرگ و كوچك و متوسط , جمله هاي جالب و آموزنده
- تفاوت آدمهاي بزرگ و كوچك و متوسط آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند آدم هاي كوچك پشت سر ...
1394.06.30تهرانآيه بسيار جالبي در انجيل , اگر عمر دوباره داشتم
- آيه بسيار جالبي در انجيل او در جايگاه پالاينده و خالص کننده نقره خواهد نشست'' اين آيه برخي از خانمهاي کلاس انجيل خواني را دچار سردرگمي ...
 1  2  3  4  5  6  7  8  9  10     آخر



کلیه حقوق معنوی و حقوقی سایت متعلق به "بازارها " می باشد
Powered by IranWebShop Advertising-[10.5] Persian   |  Copyright ©2017, www.IranWebShop.com Enterprises Ltd.