بنر ویــژه

توصیه های مهم خرید
رمز موفقیت آگهی شما

من رمز عبور را فراموش کردم


ويژه مرتبط
مطالب و SMS جالب و خنده دار ,
نمک شناس!!! او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشكيل داده ..
گابريل گارسيا ماركز
گابريل گارسيا ماركز ازجهان و خوانندگان خود خداحافظي مي‌کند نامه ي گابريل ..

پیوند ها

آموزش ورد

فروش آنلاین کارت آیتونز و گوگل پلی

گیفت کارت آیتونز و گوگل پلی

صادرات، واردات و ترخیص کالای گمرکی

دستگاه کپی

این مطلب را به اشتراک بگذارید

سه تا داستان كوتاه شيرين و خواندني

امروز سه تا داستان كوتاه شيرين و خواندني گذاشتم اميدوارم خوشتون بياد

1- ماهيگير مكزيكي

يك تاجر آمريكايى نزديك يك روستاى مكزيكى ايستاده بود كه يك قايق كوچك ماهيگيرى از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهى بود!

از مكزيكى پرسيد: چقدر طول كشيد كه اين چند تارو بگيرى؟
مكزيكى: مدت خيلى كمى !

آمريكايى: پس چرا بيشتر صبر نكردى تا بيشتر ماهى گيرت بياد؟
مكزيكى: چون همين تعداد هم براى سير كردن خانواده‌ام كافيه !

آمريكايى: اما بقيه وقتت رو چيكار ميكنى؟
مكزيكى: تا ديروقت ميخوابم! يك كم ماهيگيرى ميكنم!با بچه‌هام بازى ميكنم! با زنم خوش ميگذرونم! بعد ميرم تو دهكده ميچرخم! با دوستام شروع ميكنيم به گيتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با اين نوع زندگى !

آمريكايى: من توي هاروارد درس خوندم و ميتونم كمكت كنم! تو بايد بيشتر ماهيگيرى بكنى! اونوقت ميتونى با پولش يك قايق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قايق ديگه هم بعدا اضافه ميكنى! اونوقت يك عالمه قايق براى ماهيگيرى دارى !
مكزيكى: خب! بعدش چى؟

آمريكايى: بجاى اينكه ماهى‌هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقيما به مشتريها ميدى و براى خودت كار و بار درست ميكنى... بعدش كارخونه راه ميندازى و به توليداتش نظارت ميكنى... اين دهكده كوچيك رو هم ترك ميكنى و ميرى مكزيكو سيتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نيويورك... اونجاس كه دست به كارهاى مهمتر هم ميزنى ...

مكزيكى: اما آقا! اينكار چقدر طول ميكشه؟
آمريكايى: پانزده تا بيست سال !

مكزيكى: اما بعدش چى آقا؟
آمريكايى: بهترين قسمت همينه! موقع مناسب كه گير اومد، ميرى و سهام شركتت رو به قيمت خيلى بالا ميفروشى! اينكار ميليونها دلار برات عايدى داره !

مكزيكى: ميليونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟
آمريكايى: اونوقت بازنشسته ميشى! ميرى به يك دهكده ساحلى كوچيك! جايى كه ميتونى تا ديروقت بخوابى! يك كم ماهيگيرى كنى! با بچه هات بازى كنى !
با زنت خوش باشى! برى دهكده و تا ديروقت با دوستات گيتار بزنى و خوش بگذرونى!!!
مکزيکي : خوب اين کارو که الآن هم دارم اانجام ميدم برا چي خودم رو اينقدر عذاب بدم

--------------------------------------------------
2- دو برادر

دو برادر با هم در يك مزرعه خانوادگي كار مي كردند. يكي از برادرها متاهل بود و خانواده بزرگي داشت و ديگري مجرد بود. آن دو در پايان هر روز ما حصل كار و زحمتشان را به طور مساوي بين هم تقسيم مي كردند.
روزي برادر مجرد پيش خود انديشيد: اين منصفانه نيست كه ماحصل كار و زحمت مان را به طور مساوي با هم تقسيم كنيم. من مجرد هستم و تنها و بالطبع نيازم هم خيلي كم است. به همين خاطر، او هر شب كيسه اي گندم از انبار كوچك خود بر مي داشت، مزرعه مابين منزل خود و برادرش را پنهاني مي پيمود و كيسه گندم را به انبار برادرش حمل مي كرد.
از طرف ديگر، برادر متاهل هم پيش خود انديشيد: اين منصفانه نيست كه ما حصل كار و زحمت مان را به طور مساوي با هم تقسيم كنيم. از هر چه كه بگذريم، من متاهل هستم و صاحب زن و بچه هايي كه مي توانند در سال هاي آتي زندگي با ياري ام بشتابند. برادرم تك و تنهاست و كسي را ندارد تا در آن سال ها يار و ياورش باشد. به همين خاطر، او نيز هر شب كيسه اي گندم از انبار كوچك خود بر مي داشت، مزرعه مابين منزل خود و برادرش را پنهاني مي پيمود و كيسه گندم را به انبار برادرش حمل مي كرد.
سال هاي متمادي هر دو برادر گيج و مبهوت بودند، چون گندم انبار آن دو هرگز كم نمي شد. يك شب تاريك، زماني كه هر دو برادر پنهاني در حال حمل گندم به انبار برادر ديگر بودند، بناگاه به هم برخوردند. آن دو پس از يك مكث طولاني متوجه حادثه اي كه در طي ساليان گذشته بوقوع مي پيوست، شدند. دو برادر، كيسه هاي گندم را بر زمين نهادند و همديگر را در آغوش كشيدند.
-------------------------------------------------
3- چرا ابن‌سينا ادعاي پيامبري نكرد؟!

مى گويند روزي بهمنيار، شاگرد بوعلي سينا به استاد خود گفت: شما از افرادى هستيد كه اگر ادعاى پيغمبرى بكنيد، مردم مى‌پذيرند و واقعا از خلوص نيت ايمان مى‌آورند.
بوعلى گفت: اين حرفها چيست؟ تو نمى‌فهمى !
بهمنيار گفت: نه مطلب حتما از همين قرار است.
بوعلى خواست عملا به او نشان بدهد كه مطلب چنين نيست...
گذشت تا آنكه در يك شب زمستاني سرد كه آن دو با يكديگر در مسافرت بودند و برف زيادى هم آمده بود، نزديك صبح كه مؤذن اذان مى‌گفت، بوعلى بهمنيار را صدا كرد و گفت: برخيز.
بهمنيار گفت : چه كار داريد؟!
بوعلى گفت : خيلى تشنه ام. يك ظرف آب به من بده تا رفع تشنگى كنم .
بهمنيار شروع كرد استدلال كردن كه استاد، خودتان طبيب هستيد. بهتر مى دانيد معده وقتى در حال التهاب باشد، اگر انسان آب سرد بخورد معده سرد مى‌شود و ايجاد مريضى مى‌كند.

بوعلى گفت: من طبيبم و شما شاگرد هستيد. من تشنه‌ام شما براى من آب بياوريد، چكار داريد.
باز شروع كرد به استدلال كردن و بهانه آوردن كه درست است كه شما استاد هستيد و لكن من خير شما را مى‌خواهم من اگر خير شما را رعايت كنم ، بهتر از اين است كه امر شما را اطاعت كنم .
پس از آنكه بوعلى سينابراى شاگردش اثبات كرد كه برخاستن براى او سخت است نه اينکه طلب خير براي استاد داردگفت: من تشنه نيستم . خواستم شما را امتحان كنم . آيا يادت هست به من مى گفتى: چرا ادعاى پيغمبرى نمى كنى؟! اگر ادعاى پيغمبرى بكنى مردم مى پذيرند...
شما كه شاگرد من هستى و چندين سال است پيش من درس ‍ خوانده‌اى، مى‌گويم ، آب بياور، نمى‌آورى و دليل براى من مى‌آورى ، در حالى كه اين شخص مؤذن پس از گذشت چند صد سال از وفات پيغمبر اكرم بستر گرم خودش را رها كرده و بالاى مناره‌ي به آن بلندى رفته است تا آن كه نداى ''اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله '' را به عالم برساند. او پيغمبر است ، نه من كه بوعلى سينا هستم ...

×××××××××××××××××××××××××

اس ام اس ها و جوكهاي بامزه :

توي يه تاكسي يه زنه با بچهاش و يه مرد تنها نشسته بودن زنه ميخواسته به بچهاش شكلات بده!
هي ميگه : ميخوري يا بدم اين آقا بخوره ميخوري يا بدم اين آقا بخوره ، 5 دقيقه همينجوري ميگذره .
آخرش مرده شاكي ميشه به بچهه ميگه : عزيزم تكليف مارو روشن كن اگه ميخوريش من پياده شم ، سه تا كوچه از خونمون گذشته!


قاضي: اگر جواب ندي پدرت را در مي آوريم.
متحم:خدا پدرتو بيامورزه! پدر من سالهاست كه در زندان است!


زنه هنرپيشه بوده، به شوهرش ميگه: ديدي وقتي تو فيلم خودم رو زدم به مردن،‌ چطوري همه داشتن گريه ميكردن؟!
يارو ميگه: آره، آخه ميدونستن كه واقعا نمردي

از ميلتون شاعر انگليسي پرسيدند : علت چيست که وليعهد انگلستان از 14 سالگي مي تواند به جاي پدر سلطان شود ولي تا 18 سال نداشته باشد نمي تواند زن بگيرد ؟
ميلتون پاسخ داد : چون اداره يک مملکت بمراتب از اداره و هدايت يک زن آسانتر است .


عده اي از جهانگردان به ديدن آبشار نياگارا رفته بودند . پس از مدتي راهنماي جهانگردان مزبور با عصبانيت در بلند گو چنين فرياد زد : اگر اين خانمها براي لحظه اي ساکت شوند ، شما ميتوانيد صداي غرش زيباي اين آبشارعظيم را هم بشنويد

. يارو زنشو ميبره سونوگرافي، ميگن بچه پسره، ميگه: تو رو جون من ؟! اسمش چيه ؟؟!!

انسان حاصل لبخندى ازخداونداست تبريك به توكه زيباترين لبخند خداوندى



مشــخــصــات آگــهــی

نــام : جوک
ایمــیل :
تلفن :
موقعیت : تهران
آدرس :
قیمت :
ثبت آگهی :  دوشنبه 30 شهریور 1394
انقضای آگهی :  سه شنبه 04 شهریور 1399
بروز رساني :  دوشنبه 30 شهریور 1394
بازدید :






ارسـال پیغـام برای آگهی دهنده
تماس بـا: جوک
در مـورد: سه تا داستان كوتاه شيرين و خواندني
نـام شـما:
 ایمیل شـما:
مــتــن:
ارسال به موبایل
ارسال به ایمیل
ارسال به صندوق پیامها
ارسال به یاهو مسنجر
کد امنیتی :

تماس با آگهی دهنده : در صورتيكه يك آگهي نظر شما را جلب كرده و يا در مورد آن پرسشي داريد، بصورت مستقيم با آگهي دهنده مرتبط تماس بگيريد.آدرس ايميل و معمولا تلفن آگهي دهنده در ذيل آگهي موجود است، كه مي‌تواند پل ارتباطي شما با آگهي مورد نظرتان باشد. همچنین از طریق فرم ارسال پیغام در زیر عکس آگهی میتوانید پیغام خود را برای آگهی دهنده ارسال کنید. همانطور كه شما براي خريد يك خانه يا اتومبيل كه در روزنامه آگهي شده است، با دفتر روزنامه تماس نمي‌گيريد، ما نيز از پاسخ به پرسشهاي شما در مورد محتواي آگهي‌ها و يا سوالات حرفه و تخصص مربوطه معذوريم.پس لطفا با مدیریت سایت تماس نگیرید.


اعتبار آگهی دهنده : بر طبق قوانین سایت درج هر گونه آگهي در سايت به معناي به رسميت شناختن فعاليت ، خدمات وضمانت و هر موضوع ديگر درج شده در آگهي از طرف سايت ما نمي باشد. بنابراين قبل از انجام هرگونه معامله، اقدام مالي، ارسال وجه و موارد مشابه، در كسب اطمينان و اعتماد از آگهي دهنده دقت لازم را مبذول داريد.سایت ما هیچگونه مسئولیتی در این رابطه نمی پذیرد.



گزارش تخلف و حذف آگهی : در صورتی که آگهی شما تاریخ گذشته باشد یا اطلاعات تماس آگهی برای شما مزاحمتی ایجاد کرده باشد و تمایل به حذف آگهی داشتید میتوانید ابتدا از طریق منوی کاربر وارد سایت شده و در بخش کاربری آگهی را حذف کنید و یا بر روی کلید گزارش تخلف و حذف آگهی در زیر شرح آگهی کلیک کنید و در صفحه مربوطه شماره آگهی و درخواست خود را ارسال کنید ما بلافاصله پس از بررسی در صورتی که این آگهی مربوط به شما باشد آن را حذف خواهیم کرد.


تازه های این بخش
1394.06.30تهراندو تا مطلب يا داستان زيبا
امروز هم دو تا مطلب يا داستان زيبا براتون انتخاب كرديم : توصيفات مرد نابينا از دنيا مدت زماني پيش در يکي از اتاقهاي بيمارستاني دو مرد ...
1394.06.30تهرانمطالب جالب و بامزه
يادمان باشد که اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم يادمان باشد که : او که زير سايه ي ديگري راه مي رود، خودش سايه اي ...
1394.06.30تهرانخداوند گريه کرد
خداوند گريه کرد زماني که بنده اش آني که اشرف مخلوقات خواندش و دردانه جهان خلقت شد اينچنين کبر و غرور سرتا پاي وجودش را گرفت خداوند گريه ...
1394.06.30تهرانکليدي براي قفل گرفتاريها
کليدي براي قفل گرفتاريها بسيارند افرادي كه در روابط، افكار و حتي وقايع زندگي شان دچار بيماري و مشكل شده و نيازمند بازگشت تعادل و به ...
1394.06.30تهرانفلز شما چيست
فلز شما چيست ؟ متولدين فروردين : آهن فلز زندگي متولدين فروردين آهن است که 9 برابر ديگران به آنها قدرت مي دهد و شانس و موفقيت آنها را در ...
اول     3  4  5  6  7  8  9  10  11  12  13  14  15  16  17     آخر



کلیه حقوق معنوی و حقوقی سایت متعلق به "بازارها " می باشد
Powered by IranWebShop Advertising-[10.5] Persian   |  Copyright ©2019, www.IranWebShop.com Enterprises Ltd.