بنر ویــژه

امروز ميخواهيم بين آدمها و كتابها يك مقايسه كنيم ميبينيم كه از خيلي جهات به هم ش

امروز ميخواهيم بين آدمها و كتابها يك مقايسه كنيم ميبينيم كه از خيلي جهات به هم شبيهند اينطور نيست ؟

آدمها مثل کتابها هستند؟

بعضي از آدمها جلد زرکوب ،بعضي جلد ضخيم و بعضي جلد نازک و بعضي ها اصلا جلد ندارند.
بعضي از آدمها ترجمه شده اندو بعضي ها تفسير مي شوند.
بعضي از آدمها با کاغذ کاهي و نا مرغوب چاپ مي شوند و بعضي با کاغذ خارجي .
بعضي از آدمها تجديد چاپ مي شوند و بعضي ها فقط يک بار چاپ مي شوند و بعضي از آدمها فتوکپي آدمهاي ديگرند.
بعضي از آدمها داراي صفحات سياه و سفيد اندو بعضي از آدمها صفحات رنگي و جذاب دارند.
بعضي از آدمها تيتر و فهرست دارند و روي پيشاني بعضي از آدمها نوشته اند: حق هرگونه کپي برداري و استفاده بدون اجازه ممنوع و محفوظ است.
بعضي از آدمها قيمت روي جلد دارند بعضي ها با چند درصد تخفيف به فروش مي رسند و بعضي از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمي شوند.
بعضي از آدمها را بايد جلد گرفت بعضي ها را مي شود توي جيب گذاشت و بعضي ها را توي کيف و بعضي ها را روي قفسه قرار داد.
بعضي از آدمها نمايشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا مي شوند و بعضي ها فقط جدول و سرگرمي اندو بعضي ها معلومات عمومي.
بعضي از آدمها خط خوردگي و خط زدگي دارند و بعضي ها غلط چاپي و بعضي ها غلط املايي فراواني دارند.
از روي بعضي از آدمها بايد مشق و از روي بعضي از آنها بايد جريمه نوشت.
بعضي از آدمها در کلاسها تدريس مي شوند و بعضي ها ممنوع بوده و مخفيانه دست به دست مي شوند.
بعضي از آدمها را بايد چندين بار خواند تا معني آنها را فهميد و بعضي ها نخوانده قابل فهم هستند.
بعضي از آدمها را بايد نخوانده دور انداخت و بعضي ها را هميشه بايد با خود همراه نمود.
بعضي از آدمها تفرقه انداز هستند و بعضي ها باني وحدت و همبستگي.
بعضي از آدمها به نام ديگران چاپ مي شوند و بعضي ها قبل از چاپ به فروش مي رسند.
بعضي از آدمها در قفسه خاک مي خورند و بعضي ها در انبار بايگاني شده اند.
بعضي از آدمها تاريخي اندو از گذشته صحبت مي کنند و بعضي ها آينده نگرند و به آينده مي پردازند.
بعضي از آدمها لطيفه اندو بعضي ها بي روح اند و خسته کننده.
بعضي از آدمها سياسي اند و در هر نوبت چاپ رنگي ديگر به خود مي گيرند.
بعضي آدمها منبع و ماخذ ندارند و بعضي ها منبع و مرجع ديگرانند.
بعضي از آدمها شيرازه ندارند و زود از هم پاشند و بعضي ها شيرازه شان ميخ دارد و قبل از ميخ کهنه و پاره مي شوند.
بعضي از آدمها با محتوا هستند و بعضي ها بي محتوا و پوچ اند و فقط براي امرار معاش.
بعضي از آدمها ماندگارند و بعضي ها در چاپخانه مي مانند و بازيافت مي شوند.
بعضي آدمها هويت ندارند و بي نام و نشان اند و بعضي ها چندين نويسنده دارند.
بعضي از آدمها در کتابخانه نگهداري مي شوند و بعضي ها در پياده رو خيابان به فروش مي رسند.
بعضي آدم ها را کادو مي گيرند و هديه مي دهند .
بعضي آدمها را به مفت هم نمي خرند و بعضي ها از موزه ها به سرقت مي روند.
بعضي از آدمها بدون مجوز چاپ مي شوند و بعضي ها نياز به مجوز ندارند و بعضي ها تا ابد مجوز چاپ نمي توانند اخذ کنند.
بعضي از آدمها خاطره اند و بعضي ها ياداشت شخصي .
بعضي آدمها در مدح¬ ديگران نوشته مي شوند و بعضي ها در مذمت ديگران.
بعضي از آدمها افسانه اند و بعضي ها رمان و بعضي ها داستان.
بعضي آدمها مذهبي اند و بعضي ها لامذهب و خيلي ها در اين ميان.
بعضي از آدمها احساسات ديگران را جريحه دار مي کنند و بعضي ها به ديگران احترام مي گذارند.
بعضي از آدمها به ديگران توهين مي کنند و بعضي ها توهين را به جان مي خرند.
بعضي از آدمها به زور بر ديگران تحميل مي شوند و بعضي ها خود به ميان ديگران مي روند.
بعضي از آدمها چند جلدي و قطورند و بعضي ها تک جلدي و لاغر .
بعضي از آدمها از جنگ مي گويند و بعضي از صلح¬ و صفا .
بعضي از آدمها از شادي سخن مي گويند و بعضي ها از غم .
و ......................

××××××××××××

جوكها و اس ام اس هاي با مزه :
×××××××××××××××××

مي‌دونيد تشابه زيرشلوار با ژيان چيه؟ خوب معلومه با هردوشون تا سرکوچه بيشتر نميشه رفت!


يکي به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ اون مي گه : آره . تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

-يك نفر نصف شب توي خيابون رانندگي مي كرد كه يك دفعه ترمز نميگيره از اون طرف يك كاميون مي اومد زود به بقل دستي اش كه خواب بود مي گه : اصغر بلند شو اين تصادف رو ببين

-دختر و پسر جواني باهم توي پارک راه مي رفتند.دختر به پسر گفت عزيزم اگر اين درخت کاج مي توانست حرف بزند، درباره ما چه مي گفت؟ پسر: مي گفت من کاج نيستم، بلوطم احمق جان

============
چرا مرغ از خيابان رد شد؟

ارسطو : طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود

موسي : و آنگاه پروردگار از آسمان به زمين آمد و به مرغ گفت �به آن سوي خيابان برو� و مرغ چنين کرد و پروردگار خشنود همي گشت .


مارکس : مرغ بايد از خيابان رد ميشد. اين از نظر تاريخي اجتناب‌ناپذير بود.

خاتمي : چون ميخواست با مرغهاي آن طرف خيابان گفتگوي تمدنها بکند .


رياضيدان : مرغ را چگونه تعريف ميکنيد؟

شاگرد تنبل : والا آقا به خدا همين الآن ميدونستيم ها... آقا يه دقه...

نيچه : چرا که نه؟
فرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان ميدهد که به نوعي عدم اطمينان جنسي دچار هستيد. آيا در بچگي شصت خود را مي مکيديد؟


داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ را براي اين توانمندي رد شدن از خيابان انتخاب کرده است .

همينگوي : براي مردن. در زير باران .
اينشتين : رابطهء مرغ و خيابان نسبي است.
سيمون دوبوار: مرغ نماد زن و هويت پايمال‌شدهء اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهودهء او در فرار از سنتها و ارزشهاي مردسالارانه را نشان ميدهد.

پاپ اعظم: بايد بدانيم که هر روز ميليونها مرغ در مرغداني ميمانند و از خيابان رد نميشوند. توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغي صحبت کنيم که از خيابان رد ميشود؟

صادق هدايت: از دست آدمها به آن سوي خيابان فرار کرده بود، غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر .

روانشناس : آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که ميخواهد از خيابان رد شود

نيل آرمسترانگ : يک قدم کوچک براي مرغ، و يک قدم بزرگ براي مرغها.

حافظ : عيب مرغان مکن اي زاهد پاکيزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت .

کافکا : ک. به آن سوي خيابان کثيف رفت. مرغ اين را ديد و به سوي ديگر خيابان فرار کرد، ضمن اينکه به ک. نگاهي بي‌توجه و وحشتزده انداخت. اين ک. را مجبور کرد که دوباره به سوي ديگر خيابان برود، تامرغ را با حضور فيزيکي خود مواجه کند و دست‌کم او را به احترامي وادارد که باعث گريختن مجدد او شود، کاري که براي مرغ دست کم از نظر اندازهء کوچک جثه‌اش دشوارتر مينمود .

بيل کلينتون : من هرگز با مرغ تنها نبودم.

فردوسي : بپرسيد بسيارش از رنج راه، ز کار و ز پيکار مرغ و سپاه .

ناصرالدين‌شاه : يک حالتي به ما دست داد و ما فرموديم از خيابان رد شود. آن پدرسوخته هم رد شد.

سهراب سپهري: مرغ را در قدمهاي خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم .
طرفدار داستانهاي علمي - تخيلي : اين مرغ نبود که از خيابان رد شد. مرغ خيابان و تمام جهان هستي را ۷ متر و ۲۰ سانتيمتر به عقب راند.

اريش فون دنيکن: مثل هر بار ديگر که صحبت موجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان ميکند. مگر آنتنهاي روي سر مرغ را نديديد؟

جرج دبليو بوش : اين عمل تحريکي مجدد از سوي تروريسم جهاني بود و حق ما براي هر نوع اقدام متقابلي که از امنيت ملي ايالات متحده و ارزشهاي دموکراسي دفاع کند محفوظ است .

سعدي : و مرغي را شنيدم که در آن سوي خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردي آسيابان بود. وي را گفتم: از چه رو تعجيل کني؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کنم .

احمد شاملو : و من مرغ را، در گوشه‌هاي ذهن خويش، ميجويم . من، ميمانم. و مرغ، ميرود، به آن سوي خيابان. و من، تهي هستم، از گلايه‌هاي دردمند سرخ.

رنه دکارت: از کجا ميدانيد که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟ يا من؟

لات محل : به گور پدرش ميخنده! هيشکي نمتونه تو محل ما از خيابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده. آي نفس‌کش

بودا : با اين پرسش طبيعت مرغانهء خود را نفي ميکني.

پدرخوانده: جاي دوري نميتواند برود .

فروغ فرخزاد: از خيابانهاي کودکي من، هيچ مرغي رد نشد .

ماکياولي : مهم اينست که مرغ از خيابان رد شد. دليلش هيچ اهميتي ندارد. رسيدن به هدف، هر نوع انگيزه را توجيه ميکند.
پاريس هيلتون: خوب لابد اونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بوده .

هيتلر : اگر ارادهء ما همچنان قوي بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد! فولاد آلماني از خيابان رد خواهد شد
فوتباليست : آفسايد بود آقا! ما هر چي به اين داور گفتيم بي‌انصاف قبول نکرد
کودک!!!: که به اونطرف خيابان برسه



اس ام اس و جوكهاي بامزه امروز :
×××××××××××××××××××××××

*اسمت رو گذاشتم گل ترسيدم پژمرده بشي . گذاشتم خورشيد ترسيدم غروب کني . گذاشتم جونم که اگه خدايي نکرده رفتي منم برم .
آقاهه تصميم مي‌گيره براي مسافرت با زن و بچه‌اش بره جزيره قشم. بچه‌اش وسط راه ميگه: بابا چرا ما مثل همه با کشتي سفر نمي‌کنيم؟ آقاهه ميگه: ساکت شو بچه، شنا تو بکون تا زود برسيم!

سه نفر ميرن سر قبر دوست صميميشون که تازه فوت کرده بود. يکيشون ده هزار تومان پول ميزاره رو قبر ميگه: اگر بلند شد بره براي خودش يه چيزي بخره! دومي بيست هزار تومان ميزاره رو قبر و ميگه: اگر بلند شد بره براي خودش هر چي ميخواد بخره! سومي که خيلي زرنگ بود، يه چک پنجاه هزار توماني مي‌نويسه و سي هزار تومان بقيه برمي‌داره، بعدش ميگه: اگه بيدار شد اول بره بانک، بعد بره هرچي ميخواد بخره!

به يه فضول ميگن: اگر نصف دنيا رو بهت بديم، قول ميدي که ديگه فضولي نکني! فضول ميگه: نصف ديگشو به کي ميدين؟

يه نفر مادرش مي ميره . به يه بنده خدا ميگن : برو يه جوري بهش بگو که پس نيفته . اون بنده خدا ميره ميگه : اگه گفتي اون چه شتريه که در خونه همه مي خوابه ؟ طرف ميگه : خب مرگه ديگه . بنده خدا ميگه : آفرين ! حالا همين شتره خوابيده در خونه مادرت

خسيسه در حال مرگ بوده از زنش ميپرسه محمد کجاست؟زنش ميگه: همين جا کنارت نشسته، ميگه: علي کجاست؟ ميگه اون ورت نشسته. يهو داد ميزنه ميگه: پس براي چي چراغ اون اتاق بي خودي روشنه؟



مشــخــصــات آگــهــی

نــام : جوک
ایمــیل :
تلفن :
موقعیت : تهران
آدرس :
قیمت :
ثبت آگهی :  دوشنبه 30 شهریور 1394
انقضای آگهی :  سه شنبه 04 شهریور 1399
بروز رساني :  دوشنبه 30 شهریور 1394
بازدید :






ارسـال پیغـام برای آگهی دهنده
تماس بـا: جوک
در مـورد: امروز ميخواهيم بين آدمها و كتابها يك مقايسه كنيم ميبينيم كه از خيلي جهات به هم ش
نـام شـما:
 ایمیل شـما:
مــتــن:
ارسال به موبایل
ارسال به ایمیل
ارسال به صندوق پیامها
ارسال به یاهو مسنجر
کد امنیتی :

تماس با آگهی دهنده : در صورتيكه يك آگهي نظر شما را جلب كرده و يا در مورد آن پرسشي داريد، بصورت مستقيم با آگهي دهنده مرتبط تماس بگيريد.آدرس ايميل و معمولا تلفن آگهي دهنده در ذيل آگهي موجود است، كه مي‌تواند پل ارتباطي شما با آگهي مورد نظرتان باشد. همچنین از طریق فرم ارسال پیغام در زیر عکس آگهی میتوانید پیغام خود را برای آگهی دهنده ارسال کنید. همانطور كه شما براي خريد يك خانه يا اتومبيل كه در روزنامه آگهي شده است، با دفتر روزنامه تماس نمي‌گيريد، ما نيز از پاسخ به پرسشهاي شما در مورد محتواي آگهي‌ها و يا سوالات حرفه و تخصص مربوطه معذوريم.پس لطفا با مدیریت سایت تماس نگیرید.


اعتبار آگهی دهنده : بر طبق قوانین سایت درج هر گونه آگهي در سايت به معناي به رسميت شناختن فعاليت ، خدمات وضمانت و هر موضوع ديگر درج شده در آگهي از طرف سايت ما نمي باشد. بنابراين قبل از انجام هرگونه معامله، اقدام مالي، ارسال وجه و موارد مشابه، در كسب اطمينان و اعتماد از آگهي دهنده دقت لازم را مبذول داريد.سایت ما هیچگونه مسئولیتی در این رابطه نمی پذیرد.



گزارش تخلف و حذف آگهی : در صورتی که آگهی شما تاریخ گذشته باشد یا اطلاعات تماس آگهی برای شما مزاحمتی ایجاد کرده باشد و تمایل به حذف آگهی داشتید میتوانید ابتدا از طریق منوی کاربر وارد سایت شده و در بخش کاربری آگهی را حذف کنید و یا بر روی کلید گزارش تخلف و حذف آگهی در زیر شرح آگهی کلیک کنید و در صفحه مربوطه شماره آگهی و درخواست خود را ارسال کنید ما بلافاصله پس از بررسی در صورتی که این آگهی مربوط به شما باشد آن را حذف خواهیم کرد.


تازه های این بخش
1398.11.14اصفهانبازي آنلاين
بازي با برنامه نويسي HTML5 از پيشرفته ترين طراحي بازي هاي امروزي ميباشد بازي آنلاين همان HTML5يک بازي ويديويي است که عمدتا از طريق اينترنت ...
1398.06.18تهرانفروش باد کنک هليمي تايلندي1
فروش انواع بادکنک هاي هليمي تک رنگ ؛ نقش دار ؛ خالدار؛ چراغدار ؛ بادکنک چراغ دار ؛ استوفر ؛ انواع فويلي BABY؛ BOY ؛ کالسکه ؛ فويلي سيبيل ؛ ...
1398.02.29کردستانپلي استيشن هاي اقساطي 08733285749
فروش اقساطي پلي استيشن با چک کارمندي - چک آزاد- گواهي کسر از حقوق تعداد اقساط 1 الي 10 ماه- سودماهيانه 2 درصد - پيش پرداخت 20 درصد قيمت نقد ...
1395.05.03تهران3 مطالب و SMS جالب و خنده دار , بامزه , اس ام اس بانمک
نمک شناس!!! او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشكيل داده بودند. روزى باهم نشسته بودند و گپ مى زدند. در حين صحبتهاشان ...
1394.06.30تهرانامروز دوتا مطلب داريم قشنگه بخونيد و ببينيد
امروز دوتا مطلب داريم قشنگه بخونيد و ببينيد 1- مردم ملل مختلف اوقات خود را چگونه ميگذراند؟ پس از ساعتها تحقيق ، برنامه روزانه ملتهاي ...
 1  2  3  4  5  6  7  8  9  10     آخر



کلیه حقوق معنوی و حقوقی سایت متعلق به "بازارها " می باشد
Powered by IranWebShop Advertising-[10.5] Persian   |  Copyright ©2020, www.IranWebShop.com Enterprises Ltd.