Error in progress
امروز با سه داستان كوتاه لطيف و خواندني در خدمتتان هستيم مطمئنم كه شما هم خوشتان
 
 
 
بنر ویــژه

امروز با سه داستان كوتاه لطيف و خواندني در خدمتتان هستيم مطمئنم كه شما هم خوشتان

امروز با سه داستان كوتاه لطيف و خواندني در خدمتتان هستيم مطمئنم كه شما هم خوشتان مياد:

1- هديه عيد نوئل

پسر زني به سفر دوري رفته بود و ماه ها بود كه از او خبري نداشتند . بنابراين زن دعا مي كرد كه او سالم به خانه باز گردد . اين زن هر روز به تعداد اعضاء خانواده اش نان مي پخت و هميشه يك نان اضافه هم مي پخت و پشت پنجره مي گذاشت تا رهگذري گرسنه كه از آنجا مي گذشت نان را بر دارد . هر روز مردي گو‍ژ پشت از آنجا مي گذشت و نان را بر ميداشت و به جاي آنكه از او تشكر كند مي گفت: «كار پليدي كه بكنيد با شما مي ماند و هر كار نيكي كه انجام دهيد به شما باز مي گردد . »

اين ماجرا هر روز ادامه داشت تا اينكه زن از گفته هاي مرد گوژ پشت ناراحت و رنجيده شد . او به خود گفت : او نه تنها تشكر نمي كند بلكه هر روز اين جمله ها را به زبان مي آورد . نمي د انم منظورش چيست؟

عيد نوئل فرا رسيده و برادر بزرگ پاول براي تبريک سال نو يک خودرو زيبا براي پاول خريده بود. روزي از روزها بعد از انجام کار، پاول دفترش را ترک کرد. با تعجب ديد که پسر کوچکي در کنار خودرو جديد وي دور مي زند و با نگاه تحسين آميز به ماشين نگاه مي کند.

پاول از خود پرسيد اين پسر کيست؟ از لباس هاي پاره و کهنه اش متوجه شد که فقير است. همزمان، پسر کوچک ديد که پاول به سوي ما شين مي آيد و پرسيد:'' آقا، اين ماشين زيبا متعلق به شما است؟ '' پاول جواب مثبت داد، '' اين هديه عيد نوئل من است، برادرم برايم خريده است.

'' هديه نوئل؟'' پسر با تعجب صدايش را بلند کرد، '' يعني برادر شما اين ماشين را خريد و شما هيچ پولي براي آن نداده ايد؟ '' آري......'' پاول خنديد. پسر کوچک غبطه اي خورد و گفت : اي ، کاش......'' حرفش تمام نشد بود که پاول فکر کرد پسرک کوچک حتماً آرزو مي کند روزي برادري همانند برادر او داشته باشد ، اما صداي شيرين پسر به گوش رسيد که گفت : اي ، کاش من چنين برادري بودم!'' پاول بسيار تحث تأثير قرار گرفت ، اين پسرک با بچه هاي ديگر فرق داشت، چند دقيقه پسر را نگاه کرد و گفت: مي خواهي با من گردش کني؟ البته با اين ماشين جديد. پسرک که هيجان زده شده بود به سرعت سوار ماشين شد.

آنها مدت ها گردش کردند، پسر به پاول گفت: '' آقا، ممکن است به خانه من بيايد؟ پاول خنديد، در دنياي کودکان ،برگشتن با يک ماشين زيبا چقدر پر افتخار است.! اما پاول بزودي فهميد که بار ديگر اشتباه کرده است. پس از رسيدن به مقصد، پسر کوچک به پاول گفت: زحمت کشيديد، آقا! لطفاً ماشين را مقابل در پارک فرماييد و چند دقيقه منتظر باشيد! پسر کوچک سريع پياده شد و به سمت خانه دويد، چند دقيقه ديگر، او باز گشت و کنارش کودک ديگري بود.

پاول حدس زد که اين برادر کوچک آن پسر است. از روشهاي عجيب حرکت پسر کوچکتر ، پاول فهميد پاهايش بيمار است و نمي تواند راه برود. پسرک بردارش را بغل کرد و با اشاره به ماشين جديد پاول گفت: ديدي؟ بسيار زيبا است ، نه؟ اين هديه نوئل آن آقاي مهربان است. برادر بزرگ او برايش خريده است! وي پولي براي خريد ماشين صرف نکرده است. عزيزم! روزي من هم مثل اين ماشين زيبا را براي تو مي خرم و آن زمان مي تواني کادوهاي قشنگ را در ويترين فروشگاه ببيني! پسر کوچکتر دستي زد و دو برادر با خوشحالي خنديدند.

پاول اين دو بچه دوست داشتني را نگاه کرد. نزديک شد اشکهايش ديده مي شد. پسر کوچکتر را بغل کرد و در صندلي جلوي ماشين گذاشت. برادرش از پاول بسيار تشکر کرد. سه نفر يک سفر فراموش نشدني را آغاز کردند. در آن عيد نوئل پاول بهترين هديه را دريافت کرده بود. زيرا زندگي به او آموخته بود که خوشحال کردن ديگران بهترين هديه است. عشق هميشه به انسان نيرو مي دهد
------------------------------------------------------

2- خريد يك ساعت كار پدر

مرد دير وقت،خسته ازکار به خانه برگشت
دم در پسر 5ساله اش را ديد که در انتظار او بود:
سلام بابا!يک سوال از شما بپرسم؟
بله حتما چه سوالي؟
بابا !شما براي هرساعت کارچقدر پول ميگيريد؟
مرد با ناراحتي پاسخ داد اين به تو ارتباطي ندارد.چرا چنين سوالي مي کني؟
فقط مي خواهم بدانم.
اگر بايد بداني بسيارخوب مي گويم:20 دلار!
پسرکوچک درحالي که سرش پائين بود آه کشيد
بعد به مرد نگاه کرد و گفت:ميشود به من 10دلار
قرض بدهيد؟
مرد عصباني شدو گفت :من هر روز سخت کار مي کنم و پولي براي خريدن يک اسباب
بازي مزخرف و براي چنين رفتارهاي کودکانه وقت ندارم
پسر کوچک آرام به اطاقش رفت و در را بست.
بعد از حدود يک ساعت مرد آرام تر شدو فکر کردکه با پسرکوچکش خيلي تند وخشن رفتارکرده شايد
واقعا چيزي بوده که اوبراي خريدنش به 10دلار نيازداشته است.به خصوص اينکه خيلي کم پيش
مي آمد که پسرک از پدرش درخواست پول کند.
مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد.
خوابي پسرم؟
نه پدر، بيدارم
من فکر کردم که شايد با تو خشن رفتار کرده ام
امروز کارم سخت و طولاني بود و همه ناراحتي هايم
را سر تو خالي کردم. بيا اين 10د لاري که خواسته بودي
پسر کوچولو خنديد، و فرياد زد: متشکرم بابا
بعد دستش را زير بالش برد و از آن زير چند اسکناس
مچاله شده در آورد
مرد وقتي ديدپسرکوچولو خودش هم پول داشته،دوباره عصباني شد و با ناراحتي گفت:با اينکه
خودت پول داشتي چرا دوباره درخواست پول کردي؟
پسر کوچولو پاسخ داد:براي اينکه پولم کافي نبود، ولي من حالا 20 دلار دارم
آيا مي توانم يک ساعت
از کارشمابخرم تافردا زودتر به خانه بياييد؟
من شام خوردن با شما را خيلي دوست دارم

---------------------------------------------------------------

3- هر عصبانيت يك ميخ

پسر بچه اي بود كه اخلاق خوبي نداشت. پدرش جعبه اي ميخ به او داد و گفت هر بار كه عصباني مي شوي بايد يك ميخ به ديوار بكوبي.
روز اول پسر بچه 37 ميخ به ديوار كوبيد. طي چند هفته، همانطور كه ياد مي گرفت چگونه عصبانيتش را كنترل كند، تعداد ميخهاي كوبيده شده به ديوار كمتر مي شد. او فهميد كه كنترل عصبانيتش آسان تر از كوبيدن ميخها بر ديوار است...
بالاخره روزي رسيد كه پسر بچه ديگر عصباني نمي شد. او اين مسئله را به پدرش گفت و پدر نيز پيشنهاد داد هر بار كه مي تواند عصبانيتش را كنترل كند، يكي از ميخها را از ديوار درآورد.
روزها گذشت و پسر بچه بالاخره توانست به پدرش بگويد كه تمام ميخها را از ديوار بيرون آورده است. پدر دست پسر بچه را گرفت و به كنار ديوار برد و گفت: «پسرم! تو كار خوبي انجام دادي و توانستي بر خشم پيروز شوي. اما به سوراخهاي ديوار نگاه كن. ديوار ديگر مثل گذشته اش نمي شود. وقتي تو در هنگام عصبانيت حرفهايي مي زني، آن حرفها هم چنين آثاري به جاي مي گذارد. تو مي تواني چاقويي در دل انساني فرو كني و آن را بيرون آوري. اما هزاران بار عذرخواهي هم فايده ندارد؛ آ?ن زخم سر جايش است. زخم زبان هم به اندازه زخم چاقو دردناك است.»

×××××××××××××××××××××××××××××××

اس ام اس ها و جوكهاي بامزه :

- اگر در صحنه ي زندگي به ناگاه يکي از سيم هاي سازت پاره شد. آهنگ زندگي را آنچنان ادامه بده که هيچ کس نداند بر تو چه گذشته است
-
- طرف داشته يکي رو ميزده و هي ميگفته کمک کمک ! بهش ميگن تو که داري ميزنيش ، چرا کمک ميخواي ؟ ميگه : آخه گفته اگه بلندشم لهت ميکنم
-
- شناخت قدر و اندازه خويش، شكر و سپاس پروردگار است.


- براي دل از تو بريدن هزار بهانه دارم، ولي براي بخشيدنت، يک دليل ساده، دوستت دارم به قيمت زير پا گذاشتن يک دنيا بهانه...(

-
- هميشه غمگين ترين و رنجورترين لحظات انسان توسط کسي ساخته ميشه که شيرينترين و شادترين لحظات را برايش ساخته
-
- تو زندگي مثل زودپز باش که موقعي که جوش مياره و قل قل ميکنه در کمال آرامش سوت ميزنه.

- امام محمد باقر(ع):امروز را غنيمت شمار،چه ميداني كه فردا براي كيست .

يلدا يعني يادمان باشد که زندگي انقدر کوتاهست که يک دفيفه بيشتر با هم بودن را بايد جشن گرفت.
زن اولي : من از اينکه شوهرم به مسافرت رفته بود ، استفاده کردم و درس آشپزي خوندم .
زن دومي : خوب ، وقتي شوهرت برگشت چه عکس العملي نشان داد ؟
زن اولي : هيـــــــــچ !! فورا دوباره به مسافرت رفت !!



مشــخــصــات آگــهــی

نــام : جوک
ایمــیل :
تلفن :
موقعیت : تهران
آدرس :
قیمت :
ثبت آگهی :  دوشنبه 30 شهریور 1394
انقضای آگهی :  سه شنبه 04 شهریور 1399
بروز رساني :  دوشنبه 30 شهریور 1394
بازدید :






ارسـال پیغـام برای آگهی دهنده
تماس بـا: جوک
در مـورد: امروز با سه داستان كوتاه لطيف و خواندني در خدمتتان هستيم مطمئنم كه شما هم خوشتان
نـام شـما:
 ایمیل شـما:
مــتــن:
ارسال به موبایل
ارسال به ایمیل
ارسال به صندوق پیامها
ارسال به یاهو مسنجر
کد امنیتی :

تماس با آگهی دهنده : در صورتيكه يك آگهي نظر شما را جلب كرده و يا در مورد آن پرسشي داريد، بصورت مستقيم با آگهي دهنده مرتبط تماس بگيريد.آدرس ايميل و معمولا تلفن آگهي دهنده در ذيل آگهي موجود است، كه مي‌تواند پل ارتباطي شما با آگهي مورد نظرتان باشد. همچنین از طریق فرم ارسال پیغام در زیر عکس آگهی میتوانید پیغام خود را برای آگهی دهنده ارسال کنید. همانطور كه شما براي خريد يك خانه يا اتومبيل كه در روزنامه آگهي شده است، با دفتر روزنامه تماس نمي‌گيريد، ما نيز از پاسخ به پرسشهاي شما در مورد محتواي آگهي‌ها و يا سوالات حرفه و تخصص مربوطه معذوريم.پس لطفا با مدیریت سایت تماس نگیرید.


اعتبار آگهی دهنده : بر طبق قوانین سایت درج هر گونه آگهي در سايت به معناي به رسميت شناختن فعاليت ، خدمات وضمانت و هر موضوع ديگر درج شده در آگهي از طرف سايت ما نمي باشد. بنابراين قبل از انجام هرگونه معامله، اقدام مالي، ارسال وجه و موارد مشابه، در كسب اطمينان و اعتماد از آگهي دهنده دقت لازم را مبذول داريد.سایت ما هیچگونه مسئولیتی در این رابطه نمی پذیرد.



گزارش تخلف و حذف آگهی : در صورتی که آگهی شما تاریخ گذشته باشد یا اطلاعات تماس آگهی برای شما مزاحمتی ایجاد کرده باشد و تمایل به حذف آگهی داشتید میتوانید ابتدا از طریق منوی کاربر وارد سایت شده و در بخش کاربری آگهی را حذف کنید و یا بر روی کلید گزارش تخلف و حذف آگهی در زیر شرح آگهی کلیک کنید و در صفحه مربوطه شماره آگهی و درخواست خود را ارسال کنید ما بلافاصله پس از بررسی در صورتی که این آگهی مربوط به شما باشد آن را حذف خواهیم کرد.


تازه های این بخش
1398.11.14اصفهانبازي آنلاين
بازي با برنامه نويسي HTML5 از پيشرفته ترين طراحي بازي هاي امروزي ميباشد بازي آنلاين همان HTML5يک بازي ويديويي است که عمدتا از طريق اينترنت ...
1398.06.18تهرانفروش باد کنک هليمي تايلندي1
فروش انواع بادکنک هاي هليمي تک رنگ ؛ نقش دار ؛ خالدار؛ چراغدار ؛ بادکنک چراغ دار ؛ استوفر ؛ انواع فويلي BABY؛ BOY ؛ کالسکه ؛ فويلي سيبيل ؛ ...
1398.02.29کردستانپلي استيشن هاي اقساطي 08733285749
فروش اقساطي پلي استيشن با چک کارمندي - چک آزاد- گواهي کسر از حقوق تعداد اقساط 1 الي 10 ماه- سودماهيانه 2 درصد - پيش پرداخت 20 درصد قيمت نقد ...
1395.05.03تهران3 مطالب و SMS جالب و خنده دار , بامزه , اس ام اس بانمک
نمک شناس!!! او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشكيل داده بودند. روزى باهم نشسته بودند و گپ مى زدند. در حين صحبتهاشان ...
1394.06.30تهرانامروز دوتا مطلب داريم قشنگه بخونيد و ببينيد
امروز دوتا مطلب داريم قشنگه بخونيد و ببينيد 1- مردم ملل مختلف اوقات خود را چگونه ميگذراند؟ پس از ساعتها تحقيق ، برنامه روزانه ملتهاي ...
 1  2  3  4  5  6  7  8  9  10     آخر



کلیه حقوق معنوی و حقوقی سایت متعلق به "بازارها " می باشد
Powered by IranWebShop Advertising-[10.5] Persian   |  Copyright ©2020, www.IranWebShop.com Enterprises Ltd.