Error in progress
قانون و ميوه
 
 
 
بنر ویــژه

قانون و ميوه

قسمتهاي كوتاه خواندني

قانون و ميوه

در صحرا ميوه كم بود . خداوند يكي از پيامبران را فراخواند و گفت : « هر كس در روز تنها مي تواند يك ميوه بخورد .» اين قانون نسل ها برقرار بود ، و محيط زيست آن منطقه حفظ شد . دانه هاي ميوه بر زمين افتاد و درختان جديد روييد . مدتي بعد ،‌ آن جا منطقه ي حاصل خيزي شد و حسادت شهر هاي اطراف را بر انگيخت . اما هنوز هم مردم هر روز فقط يك ميوه مي خوردند و به دستوري كه پيامبر باستاني به اجدادشان داده بود ، وفادار بودند .
اما علاوه بر آن نمي گذاشتند اهالي شهر ها و روستا هاي همسايه هم از ميوه ها استفاده كنند . اين فقط باعث مي شد كه ميوه ها روي زمين بريزند و بپوسند . خداوند پيامبر ديگري را فراخواند و گفت :« بگذاريد هرچه ميوه مي خواهند بخورند و ميوه ها را با همسايگان خود قسمت كنند .»
پيامبر با پيام تازه به شهر آمد . اما سنگسارش كردند ، چرا كه آن رسم قديمي ، در جسم و روح مردم ريشه دوانيده بود و نمي شد راحت تغييرش داد ...
كم كم جوانان آن منطقه از خود مي پرسيدند اين رسم بدوي از كجا آ مده . اما نمي شد رسوم بسيار كهن را زير سؤال برد ، بنابراين تصميم گرفتند مذهب شان را رها كنند . بدين ترتيب ، مي توانستند هر چه مي خواهند ، بخورند و بقيه را به نيازمندان بدهد . تنها كساني كه خود را قديس مي دانستند ، به آيين قديمي وفادار ماندند ... اما در حقيقت ، آن ها نمي فهميدند كه دنيا عوض شده و بايد همراه با دنيا تغيير كنند...!
از کتاب: ''پدران، فرزندان، نوه ها'' (پائولو کوئليو)
بسياري از مردم دعا نمي کنند بلکه فقط التماس مي کنند. جرج برنارد شاو

-----------------------------------------
بهترين دوران زندگي من

پانزدهم ژوئن بود و من تا دو روز ديگر وارد سي سالگي مي شدم.وارد شدن به دهه اي جديد از زندگيم نگران کننده بود، چون مي ترسيدم که بهترين سالهاي زندگيم را پشت سر گذاشته ام.
عادت جاري و روزانه من اين بود که هميشه قبل از رفتن به سرکار، براي تمرين به يک ورزشگاه مي رفتم. من هرروز صبح دوستم نيکولاس را در ورزشگاه مي ديدم. او هفتاد و نه سال داشت و پاک از ريخت افتاده بود. آن روز که با او احوالپرسي مي کردم، از حال و هوايم فهميد که سرزندگي و شادابي هر روز را ندارم. به همين خاطر، علت امر را جويا شد.به او گفتم که از وارد شدن به سن سي سالگي احساس نگراني مي کنم. با خود فکر مي کردم که وقتي به سن و سال نيکولاس برسم، به زندگي گذشته ام چگونه نگاه خواهم کرد. به همين خاطر از نيکولاس پرسيدم :«ببينم، بهترين دوران زندگي شما چه موقعي بود؟»
نيکولاس بدون هيچ ترديدي پاسخ داد: جو، دوست عزيز، پاسخ فيلسوفانه من به سوال فيلسوفانه شما اين است:
«وقتي که کودکي بيش نبودم و در اتريش تحت مراقبت کامل و زير سايه پدر و مادرم زندگي مي کردم، آن دوران بهترين دوران زندگي من بود.
«وقتي که به مدرسه مي رفتم و چيزهايي ياد مي گرفتم که الان مي دانم، آن دوران بهترين دوران زندگي من بود.
«وقتي که براي نخستين بار صاحب شغلي شدم و مسئوليت قبول کردم و به خاطر کار و کوششم حقوقي دريافت کردم، آن دوران بهترين دوران زندگي من بود.
«وقتي که با همسرم آشنا و عاشقش شدم، آن دوران بهترين دوران زندگي من بود.
«جنگ دوم جهاني شروع شد، من و همسرم براي نجات جانمان مجبور به ترک وطن شديم.موقعي که با هم صحيح و سالم، روي عرشه کشتي نشسته، عازم امريکاي شمالي شديم، آن دوران بهترين دوران زندگي من بود.
«موقعي که به کانادا آمديم و صاحب اولاد شديم، آن زمان بهترين دوران زندگي من بود.
«موقعي که پدري جوان بودم و بچه هايم جلوي چشمانم بزرگ مي شدند، آن دوران بهترين دوران زندگي من بود.
«و حالا، جو، دوست عزيزم، من هفتاد و نه سال دارم. صحيح و سالم هستم، احساس نشاط مي کنم و زنم را به اندازه اي که روز اول ديده بودمش، دوست دارم، و اين بهترين دوران زندگي من است. »

نکته اخلاقي :هيچ چيز ارزشمند تر از همين امروز نيست.

----------------------------------------------
من برنده ام ؛ چون زندگي را زيبا مي بينم و وقتي به زندگي زيبا نگريستم ، آن گاه زيبا خواهد شد.
من برنده ام ؛ چون مي دانم اگر به معجزه ايمان و اعتقاد داشته باشم ، برايم اتفاق خواهد افتاد و اين معجزه اعتقاد و ايمان است.
من برنده ام ؛ چون مي دانم هر اقدام بزرگ ابتدا محال به نظر مي رسد ، پس تمام تلاشم را به کار مي گيرم تا محال را به ممکن تبديل سازم.
من برنده ام ؛ چون ذهنم را آنگونه ساخته ام که جهنم را برايم به بهشت تبديل کند ، نه آنکه بهشت را به جهنم!
من برنده ام ؛ چون در انتهاي فعاليت روزانه ساعتي را با خودم خلوت مي کنم و با تکيه بر صداقت بي رحمانه با خود ، عملکرد روزم را به دقت ارزيابي مي کنم.
من برنده ام ؛ چون نقشه زندگي خود را چنان شفاف رسم کرده ام که تنها راه باقي مانده ، ساختن آن است.
من برنده ام ؛ چون هم نااميدي را مي شناسم ، هم صبر و حوصله را و البته خوي مي دانم که صبر و حوصله شکل ديگري از نااميدي است که انسان بهتر مي تواند آن را تحمل کند.
من برنده ام ؛ چون براي رسيدن به سرزمين اهدافم اولين قدم را برداشته ام ، قدم اول يعني تصميم.
من برنده ام ؛ چون مي دانم مشکلات مانند صخره هايي هستند که در مسير رود وجود دارند.اگر صخره نبود ، رود هيچ آوازي سر نمي داد!

----------------------------------------------
شطرنج زندگي

زن بين نگاه پيرمرد و پنجره فاصله انداخت. پيرمرد چشمهايش را بست!
ببين پيرمرد! براي آخرين بار مي گم… خوب گوش كن تا ياد بگيري
آخه تا كي مي خواي به اين پنجره زل بزني؟ اگه اين بازي را ياد بگيري، هم از شر اين پنجره
راحت مي شي، هم مي توني با اين هم سن و سالهاي خودت بازي كني … مثل اون دوتا.. مي بيني؟
آهاي ! با توام ! مي شنوي؟
پيرمرد به اجبار پلكهايش را بالا كشيد.
اين يكي كه از همه بزرگتره شاهه… فقط يه خونه مي تونه حركت كنه ..اين بغليش هم وزيره… همه جور مي تونه حركت كنه… راست..چپ.. ضربدري... خلاصه مهره
اصلي همينه.. فهميدي؟
پيرمرد گفت: ش ش شااا ه… و و وزيـ ـ ـ ـررر
آفرين.. اين دو تا هم كه از شكلش معلومه.. قلعه هستن.. فقط مستقيم ميرن… اينا هم دو تا اسب جنگي .. چطوره؟؟
فقط موند اين دو تا فيل كه ضربدري حركت مي كنن.. و اين رديف جلويي هم كه سربازها هستن… هشت تا
مي بيني ! درست مثل يك ارتش واقعي! هم مي توني به دشمن حمله كني ... هم از خودت دفاع كني..
ديدي چقدر ساده بود.. حالا اسماشونو بگو ببينم ياد گرفتي يا نه؟؟
پيرمرد نيم سرفه اش را قورت داد و گفت:
پـ پس مر د م چي ؟؟؟ اونا تو بازي نيستن


××××××××××××××××××××××××××××××

اس ام اس ها و جوكهاي بامزه :

آسمان دلتان صاف،درياي قلبتان گرم،افق نگاهتان بيکران و آهنگ وجودتان،رقصان باد

شمع داني که به پروانه چه گفت؟گفت:اي عاشقه بيچاره فراموش شوي . سوخت پرونه ولي خوب جوابش را داد.گفت:طولي نکشد تو نيز خموش شوي

قانون شاد بودن:1:قلبت را از نفرت آزاد کن دو:ذهنت را از نگراني رهايي بخش سه:ساده زندگي کن4:بيشتر ببخش5:کمتر انتظار داشته باش

آدما عزيزانشونو فراموش نميکنند،بلکه به نديدنشون عادت ميکنند.تقديم به تو که عادت به نديدنش مثله فراموش کردنش،غيره ممکنه

ويکتور هوگو : اگر کليد قلبي را نداري قفلش نکن. اگر کسي را دوست داري خوردش نکن.اگر دستي را گرفتي رهايش نکن.

به يکي ميگن: دخترتو به کي دادي؟ ميگه: غريبه نيست. دامادمه «

يک نفر بالا پشت بوم ميخوابه، سردش ميشه، پا ميشه در پشت بومو ميبنده

يکي ميخواسته آتش نشان بشه. توي آزمون استخدامي ازش ميپرسند اگر جنگل آتش بگيره و اون اطراف آب نباشه چه کار ميکني؟ ميگه: هيچي تيمّم مي کنيم

يه روز دو نفر سوار يه تاكسي ميشن. تاكسيه پژو بوده. بعد يكي از اونها به راننده ميگه: اقاي راننده يه نوار بزار حال كنيم. راننده ميگه: خودت يكي از تو داشبورت انتخاب كن بزار.اون هم از تو داشبورت بين چند تا نوار يه نوار ويديو پيدا ميکنه هر چي سعي ميكنه بزاره تو ضبط نميتونه بزاره اون رفيقش مي زنه تو سرش ميگه اي گيج اين نوار مال تريلي نه پژو



مشــخــصــات آگــهــی

نــام : جوک
ایمــیل :
تلفن :
موقعیت : تهران
آدرس :
قیمت :
ثبت آگهی :  دوشنبه 30 شهریور 1394
انقضای آگهی :  سه شنبه 04 شهریور 1399
بروز رساني :  دوشنبه 30 شهریور 1394
بازدید :






ارسـال پیغـام برای آگهی دهنده
تماس بـا: جوک
در مـورد: قانون و ميوه
نـام شـما:
 ایمیل شـما:
مــتــن:
ارسال به موبایل
ارسال به ایمیل
ارسال به صندوق پیامها
ارسال به یاهو مسنجر
کد امنیتی :

تماس با آگهی دهنده : در صورتيكه يك آگهي نظر شما را جلب كرده و يا در مورد آن پرسشي داريد، بصورت مستقيم با آگهي دهنده مرتبط تماس بگيريد.آدرس ايميل و معمولا تلفن آگهي دهنده در ذيل آگهي موجود است، كه مي‌تواند پل ارتباطي شما با آگهي مورد نظرتان باشد. همچنین از طریق فرم ارسال پیغام در زیر عکس آگهی میتوانید پیغام خود را برای آگهی دهنده ارسال کنید. همانطور كه شما براي خريد يك خانه يا اتومبيل كه در روزنامه آگهي شده است، با دفتر روزنامه تماس نمي‌گيريد، ما نيز از پاسخ به پرسشهاي شما در مورد محتواي آگهي‌ها و يا سوالات حرفه و تخصص مربوطه معذوريم.پس لطفا با مدیریت سایت تماس نگیرید.


اعتبار آگهی دهنده : بر طبق قوانین سایت درج هر گونه آگهي در سايت به معناي به رسميت شناختن فعاليت ، خدمات وضمانت و هر موضوع ديگر درج شده در آگهي از طرف سايت ما نمي باشد. بنابراين قبل از انجام هرگونه معامله، اقدام مالي، ارسال وجه و موارد مشابه، در كسب اطمينان و اعتماد از آگهي دهنده دقت لازم را مبذول داريد.سایت ما هیچگونه مسئولیتی در این رابطه نمی پذیرد.



گزارش تخلف و حذف آگهی : در صورتی که آگهی شما تاریخ گذشته باشد یا اطلاعات تماس آگهی برای شما مزاحمتی ایجاد کرده باشد و تمایل به حذف آگهی داشتید میتوانید ابتدا از طریق منوی کاربر وارد سایت شده و در بخش کاربری آگهی را حذف کنید و یا بر روی کلید گزارش تخلف و حذف آگهی در زیر شرح آگهی کلیک کنید و در صفحه مربوطه شماره آگهی و درخواست خود را ارسال کنید ما بلافاصله پس از بررسی در صورتی که این آگهی مربوط به شما باشد آن را حذف خواهیم کرد.


تازه های این بخش
1398.11.14اصفهانبازي آنلاين
بازي با برنامه نويسي HTML5 از پيشرفته ترين طراحي بازي هاي امروزي ميباشد بازي آنلاين همان HTML5يک بازي ويديويي است که عمدتا از طريق اينترنت ...
1398.06.18تهرانفروش باد کنک هليمي تايلندي1
فروش انواع بادکنک هاي هليمي تک رنگ ؛ نقش دار ؛ خالدار؛ چراغدار ؛ بادکنک چراغ دار ؛ استوفر ؛ انواع فويلي BABY؛ BOY ؛ کالسکه ؛ فويلي سيبيل ؛ ...
1398.02.29کردستانپلي استيشن هاي اقساطي 08733285749
فروش اقساطي پلي استيشن با چک کارمندي - چک آزاد- گواهي کسر از حقوق تعداد اقساط 1 الي 10 ماه- سودماهيانه 2 درصد - پيش پرداخت 20 درصد قيمت نقد ...
1395.05.03تهران3 مطالب و SMS جالب و خنده دار , بامزه , اس ام اس بانمک
نمک شناس!!! او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشكيل داده بودند. روزى باهم نشسته بودند و گپ مى زدند. در حين صحبتهاشان ...
1394.06.30تهرانامروز دوتا مطلب داريم قشنگه بخونيد و ببينيد
امروز دوتا مطلب داريم قشنگه بخونيد و ببينيد 1- مردم ملل مختلف اوقات خود را چگونه ميگذراند؟ پس از ساعتها تحقيق ، برنامه روزانه ملتهاي ...
 1  2  3  4  5  6  7  8  9  10     آخر



کلیه حقوق معنوی و حقوقی سایت متعلق به "بازارها " می باشد
Powered by IranWebShop Advertising-[10.5] Persian   |  Copyright ©2020, www.IranWebShop.com Enterprises Ltd.