Error in progress
تا دنيا دنياست ...( قسمت اول )
 
 
 
بنر ویــژه

تا دنيا دنياست ...( قسمت اول )

تا دنيا دنياست ...( قسمت اول )

در يكي از شهرهاي عالم با مرتاض جواني آشنا شدم كه فن دزديدن روح را بمن آموخت. او ميگفت: روح را مردم بدرستي نمي شناسند و نميدانند كه آنهم از هر حيث شبيه ساير اعضاي بدن است. مثل دست، مثل پا و مثل گوش... و همانطور كه دست و پا را مي توان ورزش داد و قوي كرد، روح را هم ميشود با تمرين نيرو بخشيد و...

از اين مهمتر همانطور كه ميتوان دست كسي را از بدنش جدا كرد، گرفتن روح او هم كار دشواري نيست. اما مردم، روح خود را بيشتر از هر چيز دوست دارند و آنرا چون گوهري گرانبها حفظ مي كنند. بهمين دليل است كه بدست آوردن روح مردم جز از راه دزدي ميسر نيست و باز بهمين دليل تا كسي مي فهمد كه روحش را دزديده اند، از شدت غصه دق مي كند و ميميرد. بسياري از ارواح را دستياران خدا مي ربايند اما آدمي زادگان هم ميتوانند روح يكديگر را بدزدند و... و بمن شيوه دزديدن روح مردم را با چند دستور مختصر آموخت و منهم اندكي بعد بكار پرداختم و تا امروز كه ديگر توانائي بكار بردن آن صنعت را ندارم، چهار بار بدزدي روح رفتم.

نخستين بار يك شب سرد زمستان بود :

بنابر آنچه مرتاض دستور داده بود آتشي افروختم و در پيمانه اي كه بمن بخشيده بود، شراب مخصوصي نوشيدم و كنار آتش به خواب رفتم. لحظه اي بعد از جاي برخاستم و از منزل بيرون آمدم.
خوب بياد دارم كه در آن شب ماه مي تابيد و نور سرد آن چون برف روي زمين مي ريخت. پاي در مهتاب نهادم و راهي را در پيش گرفتم كه هزاران بار از آن گذشته بودم. اندكي بعد از فراز شهرها و درياها گذشتم و سرانجام با پرنده اي سياه بال همسفر شدم و او مرا بجائي برد كه جز تاريكي چيزي نبود. در آن ظلمت در پي صداي بالهاي او پيش مي رفتم و لحظه اي بعد بجائي رسيدم كه دانستم بايد روح خود را در آنجا بگذارم و سبكبال و چابك بدزدي روم.

روحم را كه گرفتند باز از آن دنياي تاريك بيرون آمدم و خود را بر فراز شهري يافتم. اين همان شهري بود كه مي خواستم روح مردي را كه در آنجا مي زيست بدزدم. او را خوب مي شناختم. بزرگترين دانشمند روي زمين بود و همه چيز مي دانست و اين همان چيزي بود كه من در جستجويش بودم. مي خواستم همه چيز بدانم. و براي اينكار روح و انديشه هيچكس بهتر از روح او نبود.

همراه باد از پنجره اي كه در برابر من گشوده شد بدرون رفتم و دانشمند را ديدم كه در خواب خوش فرو رفته است. نگاهي به اطراف افكندم. نور سرخ مرده اي روي همه چيز افتاده بود. باد پرنده ها را مي جنباند و كاغذهائي را كه روي ميز بود مي لرزاند. سگي كنار تخت ديده ميشد كه با آنكه چشمانش باز بود مرا نمي ديد. آهسته سر در گوش دانشمند نهادم و زير لب گفتم:

''دوست عزيز، خودخواه مباش بگذار منهم از اين لذتي كه تو مي بري برخوردار شوم. مگر چه ميشود؟ چند روز يا چند ماه يا چند سال ديگر تو خواهي مرد و همه دانشهائي را كه اندوخته اي بخاك خواهي برد. بگذار آنها را از تو بگيرم تا علمي را كه فراهم آورده اي در جهان جاودانه سازم. براستي سوگند كه در موقع مرگ آنرا بديگري خواهم داد...''

آنگاه آنچه را مرتاض بمن آموخته بود مانند وردي خواندم و وجود خالي از روح خود را باو نزديك كردم. لحظه اي بعد دانشمند چشم گشود و نگاهي بمن كرد. فرياد كوتاهي كشيد و هماندم جان داد. با شتاب از خوابگاه او بيرون آمدم و چون روي گرداندم ديدم كه سگش بر بالين او زوزه مي كشد و چند نفري گرد او جمع آمده اند... چندين شهر و چندين كوه و چندين دريا و درياچه را زير پا گذاشتم و ناگهان ديدم كه خورشيد از آنسوي افق سر برآورده است و لبخند زنان گويي که براي مسخره كردن من از خواب برخاسته است.

بخانه خود بازگشتم و ناگهان بياد آوردم كه دانشمند هستم و همه چيز مي دانم. كتاب علمي قطوري را كه روي ميز بود برداشتم و ديدم تمامي تصاوير آن در نظرم آشناست و حتي نقشه حركت سياره ها درست مطابق پسند و معتقدات من در آن رسم شده است.

از اينكه دانشمند بودم خشنود شدم و خواستم در گوشه اي راحت بنشينم و در انديشه هاي خود فرو روم كه ناگهان، آوائي درست مانند صداي همان مرتاض در گوشم گفت: ''جوانك ابله واقعاً فكر ميكني كه دانشمند شده اي؟ تو هنوز هيچ چيز نميداني و هيچ روحي را هم پيدا نخواهي كرد كه بر همه چيز آگاه باشد تنها آنكس مي تواند بر همه دانشها دست يابد كه خدا را بشناسد و راستي تو دانشمند بينوا مگر خدا را خوب شناخته اي؟''

بعد دنباله آواي او قطع شد و من ناگهان خود را در دريائي توفاني يافتم كه گويي موجهاي آن فرياد مي كشند:''كدام خدا؟ كدام خدا؟'' و آنروز كه دانشمند بودم همه ذهنم در كار خدا بود و ميخواستم بدانم كه آيا آغازي بر اين جهان هست يا نه و اگر هست...

تا شامگاه همچنان حيران و سرگردان بودم كه ناگهان فكري بخاطرم رسيد. بر آن شدم سياحتي بگرد آفاق كنم و خداشناس ترين مردان روي زمين را بيابم... و روح او را بدزدم تا خدا را بهتر بشناسم.

بدينگونه براي دومين بار بدزدي رفتم :




××××××××××××××××××××××××××××××

اس ام اس ها و جوكهاي بامزه :


نميدانم در کدامين طلوع خواهم ماند و در کدامين غروب خواهم رفت، اما دوست دارم تا آخرين لحظه تو را سر کار بذارم

اگر روزگاري ، شأن و مقامت پائين آمد نا اميد مشو ، زيرا آفتاب هر روز هنگام غروب پائين ميرود تا بامداد روز ديگر بالا بيايد .

اگر كسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با كلماتي كه ناگفته مي‌مانند، مي‌شكنند. (جرج آلن)

مردن آن نيست که در خاک سياه دفن شويم،مردن آنست که از خاطر ''دوست'' با همه ي خاطره ها محو شويم.

نميدانم تو ميداني که انسان بودن و ماندن چه دشوار است، چه زجري ميکشد آن کس که انسان هست و از احساس سرشار است

رنگين کمان پاداش کسانيست که تا آخرين لحظه زير باران ميمانند.


زن تو زندگيت مثل ويروسه!!!
اگه وارد زندگيت بشه:
1. جيباتو Search مي کنه!
2. پولاتو Delete مي کنه!
3. خانوادتو Edit مي کنه!
4. ارتباط با دوستاتو Cut مي کنه!
5. دفترچه تلفن موبايلتو Scan مي کنه!
6. خوشياتو Cancel مي کنه!
7. آخرش هم مخت Hang مي کنه!!!

دو دوست پس از مدت ها يکديگر را ديدند. يکي از آنها به ديگري گفت: دوست عزيز تو قبل از اينکه ازدواج کني چکار مي کردي؟ دوست او آهي کشيد و گفت: هر کار که دلم مي خواست!

طرف توي يه مانور از هواپيما با چتر ميپره پايين چترش باز نميشه ، ميگه : خب خدا رو شکر که اين فقط يه مانوره !!!

يک سوال امتحاني
دو طفلان مسلم چند نفر بودند ؟ نام پدرشان چه بود ؟!!!؟!!




مشــخــصــات آگــهــی

نــام : جوک
ایمــیل :
تلفن :
موقعیت : تهران
آدرس :
قیمت :
ثبت آگهی :  دوشنبه 30 شهریور 1394
انقضای آگهی :  سه شنبه 04 شهریور 1399
بروز رساني :  دوشنبه 30 شهریور 1394
بازدید :






ارسـال پیغـام برای آگهی دهنده
تماس بـا: جوک
در مـورد: تا دنيا دنياست ...( قسمت اول )
نـام شـما:
 ایمیل شـما:
مــتــن:
ارسال به موبایل
ارسال به ایمیل
ارسال به صندوق پیامها
ارسال به یاهو مسنجر
کد امنیتی :

تماس با آگهی دهنده : در صورتيكه يك آگهي نظر شما را جلب كرده و يا در مورد آن پرسشي داريد، بصورت مستقيم با آگهي دهنده مرتبط تماس بگيريد.آدرس ايميل و معمولا تلفن آگهي دهنده در ذيل آگهي موجود است، كه مي‌تواند پل ارتباطي شما با آگهي مورد نظرتان باشد. همچنین از طریق فرم ارسال پیغام در زیر عکس آگهی میتوانید پیغام خود را برای آگهی دهنده ارسال کنید. همانطور كه شما براي خريد يك خانه يا اتومبيل كه در روزنامه آگهي شده است، با دفتر روزنامه تماس نمي‌گيريد، ما نيز از پاسخ به پرسشهاي شما در مورد محتواي آگهي‌ها و يا سوالات حرفه و تخصص مربوطه معذوريم.پس لطفا با مدیریت سایت تماس نگیرید.


اعتبار آگهی دهنده : بر طبق قوانین سایت درج هر گونه آگهي در سايت به معناي به رسميت شناختن فعاليت ، خدمات وضمانت و هر موضوع ديگر درج شده در آگهي از طرف سايت ما نمي باشد. بنابراين قبل از انجام هرگونه معامله، اقدام مالي، ارسال وجه و موارد مشابه، در كسب اطمينان و اعتماد از آگهي دهنده دقت لازم را مبذول داريد.سایت ما هیچگونه مسئولیتی در این رابطه نمی پذیرد.



گزارش تخلف و حذف آگهی : در صورتی که آگهی شما تاریخ گذشته باشد یا اطلاعات تماس آگهی برای شما مزاحمتی ایجاد کرده باشد و تمایل به حذف آگهی داشتید میتوانید ابتدا از طریق منوی کاربر وارد سایت شده و در بخش کاربری آگهی را حذف کنید و یا بر روی کلید گزارش تخلف و حذف آگهی در زیر شرح آگهی کلیک کنید و در صفحه مربوطه شماره آگهی و درخواست خود را ارسال کنید ما بلافاصله پس از بررسی در صورتی که این آگهی مربوط به شما باشد آن را حذف خواهیم کرد.


تازه های این بخش
1398.11.14اصفهانبازي آنلاين
بازي با برنامه نويسي HTML5 از پيشرفته ترين طراحي بازي هاي امروزي ميباشد بازي آنلاين همان HTML5يک بازي ويديويي است که عمدتا از طريق اينترنت ...
1398.06.18تهرانفروش باد کنک هليمي تايلندي1
فروش انواع بادکنک هاي هليمي تک رنگ ؛ نقش دار ؛ خالدار؛ چراغدار ؛ بادکنک چراغ دار ؛ استوفر ؛ انواع فويلي BABY؛ BOY ؛ کالسکه ؛ فويلي سيبيل ؛ ...
1398.02.29کردستانپلي استيشن هاي اقساطي 08733285749
فروش اقساطي پلي استيشن با چک کارمندي - چک آزاد- گواهي کسر از حقوق تعداد اقساط 1 الي 10 ماه- سودماهيانه 2 درصد - پيش پرداخت 20 درصد قيمت نقد ...
1395.05.03تهران3 مطالب و SMS جالب و خنده دار , بامزه , اس ام اس بانمک
نمک شناس!!! او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشكيل داده بودند. روزى باهم نشسته بودند و گپ مى زدند. در حين صحبتهاشان ...
1394.06.30تهرانامروز دوتا مطلب داريم قشنگه بخونيد و ببينيد
امروز دوتا مطلب داريم قشنگه بخونيد و ببينيد 1- مردم ملل مختلف اوقات خود را چگونه ميگذراند؟ پس از ساعتها تحقيق ، برنامه روزانه ملتهاي ...
 1  2  3  4  5  6  7  8  9  10     آخر



کلیه حقوق معنوی و حقوقی سایت متعلق به "بازارها " می باشد
Powered by IranWebShop Advertising-[10.5] Persian   |  Copyright ©2020, www.IranWebShop.com Enterprises Ltd.