بنر ویــژه

دوستي و دوست داشتن - شما خود نجار زندگيتان باشيد

امروز با دو تا مطلب زيباي خواندني ار اختيار شما هستيم .
1- دوستي و دوست داشتن.
روزي معلمي از دانش آموزانش خواست که اسامي همکلاسي هايشان را بر روي دو ورق کاغذ بنويسند و پس از نوشتن هر اسم يک خط فاصله قرار دهند .
سپس از آنها خواست که درباره قشنگترين چيزي که ميتوانند در مورد هرکدام از همکلاسي هايشان بگويند ، فکر کنند و در آن خط هاي خالي بنويسند .
بقيه وقت کلاس با انجام اين تکليف درسي گذشت و هرکدام از دانش آموزان پس از اتمام ،برگه هاي خود را به معلم تحويل داده ، کلاس را ترک کردند .
روز شنبه ، معلم نام هر کدام از دانش آموزان را در برگه اي جداگانه نوشت ، وسپس تمام نظرات بچه هاي ديگر در مورد هر دانش آموز را در زير اسم آنها نوشت .
روز دوشنبه ، معلم برگه مربوط به هر دانش آموز را تحويل داد .
شادي خاصي کلاس را فرا گرفت .معلم اين زمزمه ها را از کلاس شنيد '' واقعا ؟ ''
''من هرگز نمي دانستم که ديگران به وجود من اهميت مي دهند! ''
''من نمي دانستم که ديگران اينقدر مرا دوست دارند . ''ديگر صحبتي ار آن برگه ها نشد .
معلم نيز ندانست که آيا آنها بعد از کلاس با والدينشان در مورد موضوع کلاس به بحث وصحبت پرداختند يا نه ، به هر حال برايش مهم نبود .
آن تکليف هدف معلم را بر آورده کرده بود .دانش آموزان از خود و تک تک همکلاسي هايشان راضي بودند با گذشت سالها بچه هاي کلاس از يکديگر دورافتادند . چند سال بعد ، يکي از دانش آموزان درجنگ ويتنام کشته شد . و معلمش در مراسم خاکسپاري او شرکت کرد .
او تابحال ، يک سرباز ارتشي را در تابوت نديده بود . پسر کشته شده ، جوان خوش قيافه وبرازنده اي به نظر مي رسيد .کليسا مملو از دوستان سرباز بود . دوستانش با عبور از کنار تابوت وي ، مراسم وداع را بجا آوردند . معلم آخرين نفر در اين مراسم توديع بود .
به محض اينکه معلم در کنار تابوت قرار گرفت، يکي از سربازاني که مسئول حمل تابوت بود ، به سوي او آمد و پرسيد : '' آيا شما معلم رياضي مارک نبوديد؟ ''
معلم با تکان دادن سر پاسخ داد : '' چرا''
سرباز ادامه داد : '' مارک هميشه درصحبتهايش از شما ياد مي کرد . ''پس از مراسم تدفين ، اکثر همکلاسي هايش براي صرف ناهار گرد هم آمدند . پدر و مادر مارک نيز
که در آنجا بودند ، آشکارا معلوم بود که منتظر ملاقات با معلم مارک هستند .
پدر مارک در حاليکه کيف پولش را از جيبش بيرون مي کشيد ، به معلم گفت :''ما مي خواهيم چيزي را به شما نشان دهيم که فکر مي کنيم برايتان آشنا باشد . ''او با دقت دو برگه کاغذ فرسوده دفتريادداشت که از ظاهرشان پيدا بود بارها وبارها تا خورده و با نواري به هم بسته شده بودند را از کيفش در آورد .خانم معلم با يک نگاه آنها را شناخت . آن کاغذها ، هماني بودند که تمام خوبي هاي مارک از ديدگاه دوستانش درونشان نوشته شده بود .
مادر مارک گفت : '' از شما به خاطر کاري که انجام داديد متشکريم . همانطور که مي بينيد مارک آن را همانند گنجي نگه داشته است . ''همکلاسي هاي سابق مارک دور هم جمع شدند .چارلي با کمرويي لبخند زد و گفت : '' من هنوز ليست خودم را دارم . اون رو در کشوي بالاي ميزم گذاشتم . ''همسر چاک گفت : '' چاک از من خواست که آن را در آلبوم عروسيمان بگذارم . ''مارلين گفت : '' من هم براي خودم را دارم .توي دفتر خاطراتم گذاشته ام . ''سپس ويکي ، کيفش را از ساک بيرون کشيد وليست فرسوده اش را به بچه ها نشان داد و گفت :'' اين هميشه با منه . . . . '' . '' من فکر نمي کنم که کسي ليستش را نگه
نداشته باشد . ''معلم با شنيدن حرف هاي شاگردانش ديگر طاقت نياورده ، گريه اش گرفت . او براي مارک و براي همه دوستانش که ديگر او را نمي ديدند ، گريه مي کرد .
سرنوشت انسانها در اين جامعه بقدري پيچيده است که ما فراموش مي کنيم اين زندگي روزي به پايان خواهد رسيد ، و هيچ يک از ما نمي داند که آن روز کي اتفاق خواهدافتاد .
بنابراين به کساني که دوستشان داريد و به آنها توجه داريد بگوييد که برايتان مهم و با ارزشند ، قبل از آنکه براي گفتن دير شده باشد.اگر شما آنقدر درگير کارهايتان هستيد که نمي توانيد چند دقيقه اي از وقتتان را صرف فرستادن اين پيغام براي ديگران کنيد ، به نظرشما اين اولين باري خواهد بود
که شما کوچکترين تلاشي براي ايجاد تغيير در روابط تان نکرديد ؟
هر چه به افراد بيشتري اين پيغام را بفرستيد ، دسترسي شما به آنهايي که اهميت بيشتري برايتان دارند ، بهتر و راحت تر خواهد بود .
بياد داشته باشيد چيزي را درو خواهيد کرد که پيش از اين کاشته ايد
علي ابراهيمي

-------------------------------------------------------------

2- شما نجار زندگي خود هستيد:

نجار پيري خود را براي بازنشسته شدن آماده ميکرد.
يک روز او با صاحبکار خود موضوع را درميان گذاشت.
پس از روزهاي طولاني و کار کردن و زحمت کشيدن ، حالا او به استراحت نياز داشت و براي پيدا کردن زمان اين استراحت ميخواست تا او را از کار بازنشسته کنند.
صاحب کار او بسيار ناراحت شد و سعي کرد او را منصرف کند ، اما نجار بر حرفش و تصميمي که گرفته بود پافشاري کرد.
سرانجام صاحب کار درحالي که با تأسف با اين درخواست موافقت ميکرد ، از او خواست تا به عنوان آخرين کار ، ساخت خانه اي را به عهده بگيرد.
نجار در حالت رودربايستي ، پذيرفت درحاليکه دلش چندان به اين کار راضي نبود.
پذيرفتن ساخت اين خانه را برخلاف ميل باتني او صورت گرفته بود.
براي همين به سرعت مواد اوليه نامرغوبي تهيه کرد و به سرعت و بي دقتي ، به ساختن خانه مشغول شد و به زودي و به خاطر رسيدن به استراحت ، کار را تمام کرد.
او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد.
صاحب کار براي دريافت کليد اين آخرين کار به آنجا آمد.
زمان تحويل کليد ، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: اين خانه هديه ايست از طرف من به تو به خاطر سالهاي همکاري!
نجار ، يکه خورد و بسيار شرمنده شد.
در واقع اگر او ميدانستکه خودش قرار است در اين خانه ساکن شود ، لوازم و مصالح بهتري براي ساخت آن بکار مي برد و تمام مهارتي که در کار داشت براي ساخت آن بکار مي برد.
يعني کار را به صورت ديگري پيش ميبرد.

اين داستان ماست.
ما زندگيمان را ميسازيم. هر روز ميگذرد.
گاهي ما کمترين توجهي به آنچه که ميسازيم نداريم ، پس در اثر يک شوک و اتفاق غيرمترقبه ميفهميم که مجبوريم در همين ساخته ها زندگي کنيم.
اگر چنين تصوري داشته باشيد ، تمام سعي خود را براي ايمن کردن شرايط زندگي خود ميکنيم. فرصت ها از دست مي روند و گاهي بازسازي آنچه ساخته ايم ، ممکن نيست.

شما نجار زندگي خود هستيد و روزها ، چکشي هستند که بر يک ميخ از زندگي شما کوبيده ميشود.
يک تخته در آن جاي ميگيرد و يک ديوار برپا ميشود.
مراقب سلامتي خانه اي که براي زندگي خود مي سازيد باشيد.

×××××××××××××××××××××××

اس ام اس ها و جوكهاي با مزه :


التماس به خدا شجاعت است ، اگر برآورده شد رحمت است، اگر
برآورده نشد حكمت است ، التماس به خلق ذلت است ، اگر برآورده شد منت است، اگر برآورده نشد خفت است

عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن
ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست صدقه است

:نميدونم چرا همه بچه‌محل‌ها با من لجن؟ به يه نفر ميگن با لجن جمله بساز ميگه


سه ديوانه هم اتاقي بودن، يك روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا و پايين مي‌پرن و ميگن: ما سيب‌زميني هستيم و داريم تو
روغن سرخ ميشيم ولي سومي ساكت نشسته رئيس تيمارستان هم طبق معمول رفت كه اين ديوونه رو مرخص كنه. ازش پرسيد: تو چرا نشستي ديوانه گفت من آخه کف ماهيتابه چسبيدم


گل اگر خار نداشت دل اگر بي غم بوداگر از بهر پرستو قفسي تنگ نبودزندگي ، عشق ، اسارت ، قهر ، آشتي همه بي معنا بود

خديا،آنکه در تنهاترين تنهايييم تنهاي تنهايم گذشت،تو را به حقّه تنهاييت در تنهاترين تنهايي اش تنهاي تنهايش نذار



مشــخــصــات آگــهــی

نــام : جوک
ایمــیل :
تلفن :
موقعیت : تهران
آدرس :
قیمت :
ثبت آگهی :  یکشنبه 09 فروردین 1394
انقضای آگهی :  دوشنبه 12 اسفند 1398
بروز رساني :  یکشنبه 09 فروردین 1394
بازدید :






ارسـال پیغـام برای آگهی دهنده
تماس بـا: جوک
در مـورد: دوستي و دوست داشتن - شما خود نجار زندگيتان باشيد
نـام شـما:
 ایمیل شـما:
مــتــن:
ارسال به موبایل
ارسال به ایمیل
ارسال به صندوق پیامها
ارسال به یاهو مسنجر
کد امنیتی :

تماس با آگهی دهنده : در صورتيكه يك آگهي نظر شما را جلب كرده و يا در مورد آن پرسشي داريد، بصورت مستقيم با آگهي دهنده مرتبط تماس بگيريد.آدرس ايميل و معمولا تلفن آگهي دهنده در ذيل آگهي موجود است، كه مي‌تواند پل ارتباطي شما با آگهي مورد نظرتان باشد. همچنین از طریق فرم ارسال پیغام در زیر عکس آگهی میتوانید پیغام خود را برای آگهی دهنده ارسال کنید. همانطور كه شما براي خريد يك خانه يا اتومبيل كه در روزنامه آگهي شده است، با دفتر روزنامه تماس نمي‌گيريد، ما نيز از پاسخ به پرسشهاي شما در مورد محتواي آگهي‌ها و يا سوالات حرفه و تخصص مربوطه معذوريم.پس لطفا با مدیریت سایت تماس نگیرید.


اعتبار آگهی دهنده : بر طبق قوانین سایت درج هر گونه آگهي در سايت به معناي به رسميت شناختن فعاليت ، خدمات وضمانت و هر موضوع ديگر درج شده در آگهي از طرف سايت ما نمي باشد. بنابراين قبل از انجام هرگونه معامله، اقدام مالي، ارسال وجه و موارد مشابه، در كسب اطمينان و اعتماد از آگهي دهنده دقت لازم را مبذول داريد.سایت ما هیچگونه مسئولیتی در این رابطه نمی پذیرد.



گزارش تخلف و حذف آگهی : در صورتی که آگهی شما تاریخ گذشته باشد یا اطلاعات تماس آگهی برای شما مزاحمتی ایجاد کرده باشد و تمایل به حذف آگهی داشتید میتوانید ابتدا از طریق منوی کاربر وارد سایت شده و در بخش کاربری آگهی را حذف کنید و یا بر روی کلید گزارش تخلف و حذف آگهی در زیر شرح آگهی کلیک کنید و در صفحه مربوطه شماره آگهی و درخواست خود را ارسال کنید ما بلافاصله پس از بررسی در صورتی که این آگهی مربوط به شما باشد آن را حذف خواهیم کرد.


تازه های این بخش
1399.02.20تهرانفروش باد کنک هليمي تايلندي1
فروش انواع بادکنک هاي هليمي تک رنگ ؛ نقش دار ؛ خالدار؛ چراغدار ؛ بادکنک چراغ دار ؛ استوفر ؛ انواع فويلي BABY؛ BOY ؛ کالسکه ؛ فويلي سيبيل ؛ ...
1398.11.14اصفهانبازي آنلاين
بازي با برنامه نويسي HTML5 از پيشرفته ترين طراحي بازي هاي امروزي ميباشد بازي آنلاين همان HTML5يک بازي ويديويي است که عمدتا از طريق اينترنت ...
1398.02.29کردستانپلي استيشن هاي اقساطي 08733285749
فروش اقساطي پلي استيشن با چک کارمندي - چک آزاد- گواهي کسر از حقوق تعداد اقساط 1 الي 10 ماه- سودماهيانه 2 درصد - پيش پرداخت 20 درصد قيمت نقد ...
1395.05.03تهران3 مطالب و SMS جالب و خنده دار , بامزه , اس ام اس بانمک
نمک شناس!!! او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشكيل داده بودند. روزى باهم نشسته بودند و گپ مى زدند. در حين صحبتهاشان ...
1394.06.30تهرانامروز دوتا مطلب داريم قشنگه بخونيد و ببينيد
امروز دوتا مطلب داريم قشنگه بخونيد و ببينيد 1- مردم ملل مختلف اوقات خود را چگونه ميگذراند؟ پس از ساعتها تحقيق ، برنامه روزانه ملتهاي ...
 1  2  3  4  5  6  7  8  9  10     آخر



کلیه حقوق معنوی و حقوقی سایت متعلق به "بازارها " می باشد
Powered by IranWebShop Advertising-[10.5] Persian   |  Copyright ©2020, www.IranWebShop.com Enterprises Ltd.